پارت صد و نود و یک :

_ وای نه...
قلبم محکم کوبید.
_ خدایا...
این صدای بابام بود.
بابای من داشت التماس می ‌کرد.
داشت از یکی می ‌خواست از زندگی‌مون بیرون بره.
و من... من هیچ ‌وقت این مکالمه رو نشنیده بودم پس چرا الان داشتم صداش رو می ‌شنیدم؟ چرا اصلا همچین خاطره ای یادم نمیاد؟
صدای بابا دوباره توی سرم پیچید.
انگار دیوارهای سال ‌ها سکوت، کنار رفته بودن و من دوباره وسط همون خونه ایستاده بو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
تصویر شخصیت نیکولو در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیکولو
تصویر شخصیت سونا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه سونا
تصویر شخصیت الورا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه الورا
آخرین نظرات ارسال شده
  • فائزه

    0

    به نظرم دخترکوچولو تو استوری کودکی های دلوینه و مرکاد و یاسان هم پدر و مادرشن که پدر و مادر واقعی دلوین نیستن

    ۷ ساعت پیش
  • میم

    0

    مرکاد و یاسان هر دو مرد هستن

    ۲ ساعت پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    احتمال داره به کودکی دلوین مربوط باشه ولی دلوین که بور نیست ،،همیشه یکجوری همه چیز میچینه که ما گمراه بشیم😭

    ۸ دقیقه پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    سلام سلام،بابا من هنگم هم استوری ها برگ ریزونن هم پارت ها عجب رمان خفنیه👏🏼👏🏼مرحبا بهت کیانا جان 🌺💐میاییم اینور حل کنیم باز یک ور دیگه نیفته روی زمین🥴

    ۱۴ دقیقه پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    البرز البرز نیست انگاری هیچی سرجاش نیست ،،اصلا ما خوابیم اینا همش رویا هستن 😂بیاین دلوینم بهمون توصیه کرد ۱۲شب به بعد رمان نخونیم 😁

    ۱۰ دقیقه پیش
  • ساناز

    0

    وای کیانا اصلا دلم نمیخواد این رملن تموم بشهه

    ۲ ساعت پیش
  • ساناز

    0

    عجب البرز چه ورود عجیبی داشت😂😂

    ۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    احتمال اینکه پدر دلوین پدر واقعیش نباشه رفت بالا😬

    ۱۰ ساعت پیش
  • میم

    0

    به نظرم با توجه به قبلیا و دیالوگ اون شخصی اومد تو خونه دلوین اینا و با تعجب یا تمسخر گفت بچت؟ پس قطعا بچش نیست

    ۳ ساعت پیش
  • فائزه

    1

    ولی دلوین اسم واقعیشو به پونه گفت😗

    ۷ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    بچه ها یعنی واقعا البرز اسمش البرز نیست؟😂🫠

    ۱۱ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    من هرچی عکس البرز و هومان نگاه میکنم خیلی شبیه همن😂فکرشو کنید البرز خود هومان باشه🤔🗿

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    نه بابا کجا این دو تا شبیه همن مخفی😂😐هومان به این جذابی خفنی گردن کلفتی😂😍

    ۱۰ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    خوب شاید تو عکس البرز، هومان گردنش آب شده😂🗿ولی خدایی کپی همن😂🗿

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    از دست تو😂😂اره لاغر کرده شاید😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    اره دیگه رژیم گردن گرفته🗿دو لیوان آب کرفس شام و نهار که هیچی

    ۸ ساعت پیش
  • گیلدا

    0

    این ایده دیگه از کجا اومد مخفی جان😂❤️

    ۱۰ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    از چشمهایم😂🗿

    ۱۰ ساعت پیش
  • گیلدا

    0

    قابل ذکره عشقم که هومان کوره😂اینم یادت نره

    ۱۰ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    اینجا با عشقی که من نسبت به رافائل داشتم چشاش درمان کردم😂🗿

    ۸ ساعت پیش
  • مینا

    0

    اونجایی که باباهه امپر چسبوند گفت میزنم دهنتو 🤣🤣رفیقاش خیلی باحال بودن😭🤣

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اره بیچاره رو اسکل کرده بودن😂😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    دلوین تاریکیه کمد یادش اومد یاد اون قسمت افتادم که با بچه ها خونه اردوان بازی میکردن دلوین قایم شده بود با یادآوری خواب هاش حالش بد شد

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    وای من از بهم توپیدن اینا خوشم اومد😂😂با خنده میخوندم😂😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    من الان رفتم یه بار دیگه از اونجایی که البرز وارد شدو از اول خوندم مریم😂❤️

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    دلوین گفت سام من گفتم الان میگه سام فامیلیمه ولی داستان ساخت😂😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اصلا رادان غلط کرده رفته تو دلم😂😂وای خیلی خندیدم😂😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    یعنی اسم البرز چیه؟ اولش فر بود یعنی فرامرز😂😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    پارت بعد خون آشام میاد البرز .. به خودش😂😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • نفسی

    0

    کاش هزار ستاره بود هزارتا ستاره میدادم به رمان خفنت❤️❤️

    ۱۰ ساعت پیش
  • Sara

    0

    میگم بچه ها احتمالا پارت بعد همینطور ک دلوین داره باالبرز بحث میکنه یهو سروکله جناب خون اشام پیدا میشه😃رادان به نظرم بکشش تا یاد بگیره به حرفت گوش بده😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    نه دیگه رادان خودش دیر اومد تقصیر خودشه🗿

    ۱۰ ساعت پیش
  • گیلدا

    0

    پارت بعد اب قند لازم داریم اگه رادان بیاد

    ۱۰ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️