ساقیا به قلم معصومه ابدالی
پارت پنجم :
نگاهِ آبان با یک تای ابرویی که سوی پیشانی دواند و سری که به سمتِ شانهی چپ کج شد، چیزی شبیه به اینکه قصد داشت با کالبدشکافیِ چشمانِ سایه، رازِ حقیقیِ قلبش را بیرون کشد... و چون با سر پایین گرفتنِ او، چانه کمرنگ جمع کردن و ریز سری پرسشی به طرفین تکان ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
