پارت یازده :

حس سنگینی نگاه کسی که لحظاتی پیش شاهد ارتکابش به قتل بود، گردبادی خفته را در دل ارکیده بیدار کرد تا با حس هجوم محتویات معده‌اش به دهان، سوزش گلو از این هجوم و مثل بید به خود لرزیدن از دچار شدن به سرنوشت مقتول، فرمانی را بین جرقه‌های مغزش از عقل بگیرد و بی‌بهانه بپذیرد. سنگینی نگاه قاتل چنان موجی از دلهره به قلب ارکیده کوفت که دردمند تپید. مشت به سینه‌ی خفه‌اش کوفت و همه تنش را فدای فرمØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دهکده متروکه در رمان امکان غیرممکن دهکده متروکه
تصویر شخصیت ویلای سرخ در رمان امکان غیرممکن ویلای سرخ
تصویر شخصیت ارکیده بردبار در رمان امکان غیرممکن ارکیده بردبار
تصویر شخصیت باربد در رمان امکان غیرممکن باربد
تصویر شخصیت شهاب در رمان امکان غیرممکن شهاب
تصویر شخصیت افسون در رمان امکان غیرممکن افسون
تصویر شخصیت ویلای سیاه در رمان امکان غیرممکن ویلای سیاه
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️