پارت پنجاه و ششم :

کیوان جوری خوشحال شد که ته دلم از اینکه فردا جواب آزمایش منفی باشد به درد آمد.
بعد از شستن ظرف‌ها کیوان برایم چایی نبات غلیظی ریخت
- بیا عزیزم برات چایی ریختم
کنارش نشستم و کش و قوسی به بدنم داد
- الهی بمیرم خسته شدی... بذار یکم کمرت رو ماساژ بدم
مجبورم کرد سرم را روی پایش بگذارم تا راحت‌تر کمرم را ماساژ بدهد. دست گرمش را که از زیر تیشرتم رد کرده بود، تنم را لرزاند.
علی هر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • زارا۶۴

    0

    آره برگرد به اون زندگی مضخرف تا فقط تو انتخاب لباس آزادی داشته باشی تو لیاقت شوهر خوب و مهربون و پایه رو نداری همون علی افسرده به دردت میخوره

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️