جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت صد و ده :
- کوروش صادقانه جوابم رو بده.
بین فرمانده ایمان و کوروش وایساده بودم. بابا و بقیهی مهمونها توی اتاق فرمان جمع شده بودن و من تا دیدم فرمانده ایمان کم مونده با لگد کوروش رو ببره بیرون، بدو بدو پشت سرشون رفتم.
در واقع میشه گفت رسالتم این بود که نذارم کوروش بمیره یا حتی در اتاق فرمان رو پشت سرم ببندم و مثل قاضی بین این دو نفر داوری کنم.
با احتیاط نگاهی به اطرافم انداختم و وقت
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
++++
۲ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0حمیده لطفا اون لادن و با کوروش ننداز یجا من از لادن بدم میاد کوروش🛐
۲ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
وا لادن بیچاره😭
۱ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0ترکیب نوآم آستوریا و لرد تورن🛐😏
۲ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
فکرشو بکننننن🤣🤣🤣🤣
۱ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0حمیدهه خانمم مرسیی از قلم زیبات
۲ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
لاویوو
۱ ساعت پیشدماغ قوس دار ایلیا
1خانم دکتر اونقدری ک این پارت اطلاعات بهم اضافه شد تو تمامه سال های تحصیلیم نشد🙏🏻🛐
۴ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
طرز استفاده از روده های انسان:
۲ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0فقط روده؟ من از اون دوتا توپ آویزون تو نخ استفاده علمی بیشتری بردم😏🙏
۲ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
تسکین اضطراب
۱ ساعت پیشملکه
1من که میدونم حمیده کل رمان و صبر کرده بود تا اون اعضای بدن و با جزییات دکتری برامون شرح بده . .. (خانم دکترر؟)
۵ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
باباااا چیزی نگفتم کههه🤣🤣
۱ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0حمیده تورن و برگردون واقعا دلم براش تنگ شده😭😭دومین کراشم بود خدایا🛐💀
۲ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0اه ایلیا چرا دیگه وایب رئیس بودن و همه کاره بودن قبل و نمیده😭 ابهتش ریخته بچه😭اون نوآم🍑صورتی دنبال بریدن شمشیر ایلیاس؟ Really? انگار نمیدونیم ایلیا همونی بود ک مادر زاویه رو آورد جلو چشش آخرشم با لبخند زی زی صداش میکرد😏 ولی خدایی ایلیا خیلی وقته تو پارتا دلقک شده😭من ابهت قبلی ایلیا رو میخوام🛐
۲ ساعت پیشمهان
0حرف از تورن شد وایی این کراش العالمین کجا رفت 😭😭😨😨
۴ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
فقط خدا میدونهههه
۲ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0وایی اونجا خیلی ناراحت شدمم
۲ ساعت پیشدماغ قوس دار ایلیا
1شمشیره ایوانف واقعا خواستنم داره 😏😏
۴ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
کو کجاستتتت
۲ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0زنده باد همه جغدا، چرا همه بیدارن🤣🤣
۲ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
0دماغ قوس دارر بیداریی
۲ ساعت پیشمهان
0عالی بود این پارت جدی دست خوش 😍😍
۴ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عزیزمی
۲ ساعت پیشمهان
0نمیدونم چرا همچین توقعی از پسرای استوریا نداشتم فکر میکردم مثل پسرای نلین که یجوری بودن اونجوری باشن مثلا موهاشون سفید باشه یا چمیدونم یک مشکل خاصی داشته باشن مثلا ژنتیک شون یجوری باشه و بخاطر جنگ هسته ای و اینا
۴ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
فعککککک نکنممممم
۲ ساعت پیشسمن
0همه فهمیدید حمیده دکتر.کا اعضای بدن رو گفت. وای ایلیای بیچاره .
۴ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
بابا چه ربطی دارهههه🤣🤣🤣
۲ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
بابا چه ربطی دارهههه🤣🤣🤣
۲ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
بابا چه ربطی دارهههه🤣🤣🤣
۲ ساعت پیشPanah
4نوام از نوادگان مهدی هستش؟رکابی صورتی؟!🦦😂
۴ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۲ ساعت پیشدماغ قوس دار ایلیا
0خدایا ایلیا را از شره نوآم در امان نگه دار الهی امین یا رب العالمین
۴ ساعت پیشسمن
0چند روز پیش خواب دیدم لادن مرده بچشو آندرس و زنش بزرگ میکنن🤔
۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

دماغ قوس دار ایلیا
0ولی جدی اینکه کوروش هنوز انقدر وفاداره خیلی قشنگه و کاشکی فرمانده ایمان شوخی کرده باشه جون زنه کوروش قطعا بدبخت میشه نه چون کوروش ادمه بدیع بلکه چون کوروش فکرش پیشه کسیه ک مرده و دیگه نیس