اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت نود و سوم :
سلام سردی دادم ولی او زیادی سر کیف بود.
- سلام جناب راد،خوشحالم که موفق شدین.
با سنگین ترین حالتم نگاه کردم.
- هنوز طراح ها رو ندیدین و موفق شدن من حتمی نیست.
جاستین قهقهه ای آرامی کرد.
- فکر می کردم برای یه امروز تلخ نباشین.
بعد خیره محسن شد.
- ولی رفیقتون برعکس شماست.
سعی می کردم فک اش را پایین نیاورم و به آهنگ بی کلام فضا گوش سپارم.
وقتی دید چیزی
لطفا صبر کنید...
