اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت سی :
- حرف ام رو جدی نگیر همچین مالی نیستی که بخورمت.
با شنیدن حرفش دستم را مشت کردم و دندان هایم را چفت کردم،می دانستم الان صورتم از عصبانیت قرمز شده،سرش را عقب برد که نگاهم به صورتش خورد،با پوزخند داشت نگاهم می کرد،با دیدن صورت عصبانی من،پوزخنده اش غلیظ تر شد..بعد دستش را جلو آورد و لپم را کشید و گفت:
- از این به بعد بیشتر عصبی شو..وقتی عصبی میشی خوشگل تر میش
لطفا صبر کنید...
