پارت سی :

- حرف ام رو جدی نگیر همچین مالی‌ نیستی‌ که بخورمت‌.
با شنیدن‌ حرفش دستم را مشت‌ کردم و دندان‌ هایم‌ را چفت‌ کردم،می دانستم‌ الان صورتم از عصبانیت‌ قرمز شده‌،سرش را عقب برد‌ که نگاهم‌ به صورتش خورد‌،با پوزخند‌ داشت نگاهم‌ می کرد،با دیدن صورت‌ عصبانی من،پوزخنده اش‌ غلیظ تر شد..بعد دستش را جلو آورد و لپم را کشید و گفت:
- از این به بعد بیشتر عصبی شو..وقتی عصبی میشی خوشگل تر میش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️