پارت سی و هفتم :
به ناچار به سمت مانیتور برگشتم. همهچیز توی زندگی من زوری بود و انگار دیدن این حجم از خشونت هم بدون در نظر گرفتن سنم زوری بود.
بغض گلوم رو گرفته بود و با چشمهای پر از اشک و چونه ای که از شدت حرص میلرزید به مانیتور و فیلمهای وحشیانهای که ازش پخش میشد زل زدم.
فیلمها و داستانها متفاوت بود و با بالارفتن سطح شدت خشونتهای توی فیلم هم بیشتر میشد.
قتل با چاقو، زخمی کردن ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
1الهی بگردم چقدر اذیت می کنن اکتای رو 🥲💔