حدشکن به قلم زهرا حاجیان (صحرا)
پارت شصت و هفتم :
علی هم به خودش اجازه نداده بود پا فراتر بگذارد و وارد حریم شخصی شادی بشود.
درست برعکس مردهایی که در اطرافش میدید و خیلی زود سر صحبت را باز میکردند تا وارد جزئیات زندگیاش شوند.
این روی علی زند را شادی تا به این لحظه تجربه نکرده بود که راحت و بیملاحظه سر شوخی را باز کند.
شاید هم به خاطر این بود که با هم تنها نشده بودند. زیر سقف آن ماشین و دو نفرهشان، هر چه بود اتفاق افتاده ب
لطفا صبر کنید...
