حدشکن به قلم زهرا حاجیان (صحرا)
پارت پنجاه و چهارم :
_پاشو خودت رو جمع کن. همیشه وقت نشناس بودی و هستی. حرفت رو بزن تا بریم یاسی رو با خودمون بیاریم همینجا. به نظر پارک خوبی میاد. تخمه هم میخریم و یه ساعت دور هم خوش میگذرونیم.
_تخم.ه هم برات میخرم. چند تا چند تا هم بهت میدم، نگران نباش.
_قاطی کردی؟ آره؟
_میذاری اخلاقم سگی نشه یا نه؟ من دارم باهات قشنگ حرف میزنم. همیشه همینجوری حالم رو میگیری که میرم پیش ننم و سر به سر اون میذار
لطفا صبر کنید...
