حدشکن به قلم زهرا حاجیان (صحرا)
پارت چهل و دوم :
آخه من بعضی وقتا برای سیما از زندگیم میگفتم و رامین که اعصاب درست و حسابی نداره و فقط منتظره تا سرم داد و هوار بکشه، البته خیلی دقیق همه چیز رو براش تعریف نمیکردم اما همین چند تا چیزم که گفته بودم اون روز به رخم کشید که ناراحت شدم و شاکی گفتم:
«مگه رامین با تو چه کار کرده که اینطوری میگی؟»
با این اعتراضم یدفعه هول شد و گفت: «با من!... با من کاری نکرده... ای بابا! خودت همش ازش بد میگی، Ø
لطفا صبر کنید...
