پارت صد و سوم :

لبخند کوتاهی زد و قبل از اینکه کسی چیزی بگوید، از کنارشان رد شد و به سمت آشپزخانه رفت. حنا چند ثانیه رفتنش را نگاه کرد. بعد چشمش روی سالن چرخید؛ تقریبا هیچ میزی خالی نبود و هر بار که درِ آشپزخانه باز می‌شد، بوی غذا و صدای برخورد ظرف‌ها بیشتر به گوش می‌رسید. گارسون‌ها با عجله از کنارشان رد می‌شدند و پولاد، با آن پیش‌بند مشکی و آستین‌های بالا زده، مدام باید حواسش به همه‌جا می‌بود. بند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مامان عسل

    0

    من هنوز حرفای پونه رو باور ندارم که داره راست میگه یانه ..مثل پولاد که هنوز بهش شک داره

    ۲۴ دقیقه پیش
  • آوا

    0

    روزمو ساختی با پارت شاهکارت❣️

    ۵ ساعت پیش
  • آوا

    0

    بی نظیرری نسترن خانم🔥💋🫶🏻

    ۵ ساعت پیش
  • آوا

    0

    بعضی وقتا حرف نزدن باعث سوءتفاهم میشه :)) اگر از همون اول حرف میزدن شایدد این همه مشکل پیش نمی اومد😭✨

    ۵ ساعت پیش
  • آوا

    0

    وای دلم واسه پونه سوختت😭😭

    ۵ ساعت پیش
  • زهرا

    0

    عالی خسته نباشی نویسنده جونم 🙏❤️💗👌🌱👌🌱

    ۶ ساعت پیش
  • Z.k

    0

    عجب حسی هایی رو پونه تجربه کرده .چقدر خوب که داره با پولاد حرف میزنه و کدورت ها رو ازبین میبره . ممنون بانو جان که به همه ی شخصیت های داستان به خوبی پرداخته میشه و جای سوال وابهامی باقی نمی ماند. سپاس فراوان ❤️❤️❤️❤️

    ۸ ساعت پیش
  • فخری

    0

    ممنون از رمان بی نظیرت نسترن جون خدا قوت گلم دست گلت درد نکنه عالی بود💚🍀💚🍀💚💚🍀🍀💚😢

    ۱۱ ساعت پیش
  • فن مسیح و حنا

    0

    قبل از خواب حال کردم واقعا چسبید مرسی نسترن جون از قلم عالی و رمان قشنگت خیلی منتظرم بقیشو بخونم 🤩😘

    ۱۲ ساعت پیش
  • فن مسیح و حنا

    1

    پونه خودتم ریدی فهمیدی بدون پولاد هیچی نیستی مثل سگ پشیمونی از پس هزینه های هتل نتونستی بر بیای الکی فاز پشیمونی گرفتی فکرکردی ما نمیفهمیم؟ نه خیر ما خیلی میفهمیم

    ۱۲ ساعت پیش
  • فن مسیح و حنا

    0

    چرا هربار پارت میزاری توش یه چیز خوشمزس؟ من تاحلا رشته خوشکار نخوردم نمیدونم چیه ولی الان با چای هوس کردم مشکل داری با ما؟ 😭😭

    ۱۲ ساعت پیش
  • فن مسیح و حنا

    0

    به نظرم تازه داره جالب میشه و باید ببینیم چرا نسترن شخصیت سیاه و کثیف پونه رو داره کم کم خاکستری میکنه؟ نسترن پاسخگو باش لطفا

    ۱۲ ساعت پیش
  • فن مسیح و حنا

    0

    اقا من دلم هم برای پونه سوخت هم اینجوریم که پاشو جمع کن بابا این دیگه چه بهونه زاقارتیه اوردی بچه

    ۱۲ ساعت پیش
  • فن مسیح و حنا

    0

    ای ای ای نگین ناقلا میخوای پولادو تور کنی؟ کور خوندی ما طرفدار شیپ پولاد و حریریم 😎

    ۱۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️