بها به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت صد و چهارده :
***
- بعدش چی میشه؟
بدون اینکه بهش نگاه کنم، آهسته لب زدم: بعد از چی؟
- اگه اونجا نباشن، اگه خونواده ات رو پیدا نکنی؛ انگیزهٔ دیگه ای برای زنده موندن داری یا قراره جزء شکست خورده های فراموش شدهٔ تاریخ بشی؟
دست های کرخ و بی حالم و روی شکمم کشیدم و زیرلب گفتم: زنده می مونم، به خودم و یه نفر دیگه قول دادم تسلیم مرگ نشم.
به محوطهٔ بیرون نگاه کردم؛ به گرد و غبار جنگ که حتی از این فاص
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
مهسا
1امیدوارم تو ساکارا پیادش نکنن اون امید کوفتیش نابود بشه که اریکو بدبخت کرده
۶ ساعت پیشماهی
0امیدوارم بدون دردسر به ساکارا برسه با بچه ی تو شکمش زیادی سختی کشیده 😥
۹ ساعت پیشمریم
1امیدوارم اتفاقی بدی نیوفته براش🥲همینطوری هم داره عذاب میکشه 🙃ممنونم عزیزم بابت پارت خسته نباشی❤️😍💋
۱۱ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Yas
1خیلی عمیقن این پارتها انگار از دل یه جنگ واقعی میان..🥲❤️