پارت صد و چهارده :

***
- بعدش چی میشه؟
بدون اینکه بهش نگاه کنم، آهسته لب زدم: بعد از چی؟
- اگه اونجا نباشن، اگه خونواده ات رو پیدا نکنی؛ انگیزهٔ دیگه ای برای زنده موندن داری یا قراره جزء شکست خورده های فراموش شدهٔ تاریخ بشی؟
دست های کرخ و بی حالم و روی شکمم کشیدم و زیرلب گفتم: زنده می مونم، به خودم و یه نفر دیگه قول دادم تسلیم مرگ نشم.
به محوطهٔ بیرون نگاه کردم؛ به گرد و غبار جنگ که حتی از این فاص

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Yas

    1

    خیلی عمیقن این پارتها انگار از دل یه جنگ واقعی میان..🥲❤️

    ۶ ساعت پیش
  • مهسا

    1

    امیدوارم تو ساکارا پیادش نکنن اون امید کوفتیش نابود بشه که اریکو بدبخت کرده

    ۶ ساعت پیش
  • ماهی

    0

    امیدوارم بدون دردسر به ساکارا برسه با بچه ی تو شکمش زیادی سختی کشیده 😥

    ۹ ساعت پیش
  • مریم

    1

    امیدوارم اتفاقی بدی نیوفته براش🥲همینطوری هم داره عذاب میکشه 🙃ممنونم عزیزم بابت پارت خسته نباشی❤️😍💋

    ۱۱ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️