وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت هشتاد و ششم :
- کیه اون دوستت؟ هری؟ لوکا یا لیا و لوسی؟
ای کاش یکی از اینها بود.
درحالی که پوست کناره ناخن انگشت اشارهام را با دندان میکندم پاسخ دادم:
- هیچکدوم! یه دوست جدیده که از همه نظر کلا با خانواده ما فرق داره.
میدانستم هر لحظه او را بیش از پیش کنجکاو و نگران میکنم اما باز هم نمیخواستم بگویم برایان همراه من است وگرنه او هم به پدرم میگفت و تمام نقشههایمان خراب میشد.
- وا
لطفا صبر کنید...
