پارت هشتاد :

میکائیل با اینکه درد پهلوش تا مغز استخونش رفته بود، دندوناش رو سفت رو هم فشار داد:
- قبل از اینکه با کسرا و کارن بیایم، افرادم رو خبر کردم؛ الاناست که برسن.
و بعد اصلا به خودش نگاه نکرد که توی چه وضعیه و با یه فریاد کوتاه خودش رو وسط گله‌ی بادیگاردها پرت کرد.
ضربه‌ش اونقدر یهویی و غیر قابل پیشبینی بود که یارو اصلا نفهمید چی شد و میکائیل از فرصت استفاده کرد و با یه ضربه‌ی آرنج کار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ...

    0

    هنوز تو شوکِ اتفاقی هستم که برای میکائیل افتاد توروخدا یه کاری کن برگرده حقش این نبود💔… مگان واقعاً ممنون عالی نوشتی فقط لطفاً زودتر پارت بعد رو برسون 🔥🥺

    ۳ دقیقه پیش
  • ویدا

    1

    مگانن؟؟ نه نهه😭رسما رمانت بمب بود همه کارکترها به گا رفتن وویی 🔥🔥😭

    ۱۷ دقیقه پیش
  • سارا

    0

    توروخدا تو پارت های بعد به دلمون رحم کن مگان 🥺

    ۳۱ دقیقه پیش
  • سارا

    0

    وای نه مگان… توروخدا بگو که واقعاً نمی میره اشکم دراومد 😭🥀

    ۳۲ دقیقه پیش
  • ثمین

    2

    خدا خیرت نده خدا بگم چیکارت نکنه تا فن میکائیل شدم کشتیش

    ۶ ساعت پیش
  • توییت زن

    1

    نهه مگان اینکارو نکنن😭😭 میکائیل قشنگم😭😭 من توییت میزنم مگان میکائیل رو نجات بده 🥹😓😭

    ۶ ساعت پیش
  • خدا زده🗿

    4

    مگانن😭😭نکن دیگه نمیبینی هممثن مث سگ گریه میکنیم😭😭مگانییئی😭😭اینکارو نکن باهامون😭😭

    ۷ ساعت پیش
  • خدا زده🗿

    4

    نهه😭😭نموخوام میکائیل😭😭مگان نکن دلت میاد دختر😭😭نمیخوامم😭😭گریم گرفته😭😭

    ۷ ساعت پیش
  • Aylar

    0

    از وقتی که مگان این میکائیل رو دوست داشت حس کردم آخرش اون رو می کشه تا مال خودش باشه

    ۷ ساعت پیش
  • نیکا

    4

    خواننده داخل یه خلاء قرار مگیره. نمیدونه در این لحظات آخر به تنفرش نسبت به کاراکتر ادامه بده یا براش بغض کنه و اشک بریزه.جوری داخل دوراهی قرار میگیره که ناخواسته بغض میکنه.اونقدرا احساسی نیستم که اشک تمساح بریزم ولی خب، بغض کردم. حاجی پشمام!💋😐 مگان این دیگه جنگ جهانیِ! اگر این نیست پس چیه؟😄

    ۸ ساعت پیش
  • نیکا

    6

    رمان هایی که کاراکتری میسازن که اول داستان خواننده ازش متنفر باشه ولی لحظات آخر، درست زمانی که دیر شده و راهی برای برگشت وجود نداره، میشن فرشته، میشن قهرمان..این رمان ها فوق العادن. این نظر منه،علایق من..بقیه رو نمیدونم ولی واقعا عاشق همچین رمان هایی هستم. عزیز میشن و میرن، همین!

    ۸ ساعت پیش
  • نیکا

    4

    هیچوقت فکر نمیکردم در حدی دلم بخواد میکائیل زنده بمونه که بغض کردم..آخ مگان،هزار تا رمان غمگین و مافیایی خوندم ولی این رمان فرق داشت..دومین رمانی که باعث شد بغض کنم. هی خدا،واقعا ذهن خلاقی داری، خیلی سناریو زیبایی بود دختر. عاشق همچین سناریو هایی هستم. زمان مناسب،کاراکتر های مناسب.

    ۸ ساعت پیش
  • فاطمه

    3

    عالی بود .فقط منتظر پارت بیشتر بودم

    ۸ ساعت پیش
  • نرگس

    4

    ایوای چیشدد؟؟نمیتونم نهه

    ۸ ساعت پیش
  • نازی

    3

    حقیقتا اولش اصلا از میکائیل خوشم نمیومد ولی سر این پارت بخاطرش یه بغض سگی منو گرفته😭 میکائیل نمیره توروخدا 🥲😭

    ۸ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️