ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت چهل و نهم :
پروا سر بلند کرد و برای ثانیهای نگاهش روی سیاوش ماند. خوش و بشی میان جمع رد و بدل شد و آن دو نفر، با خداحافظی کوتاهی از آنها جدا شدند. پروا صندلیاش را کمی کنار کشید تا سیاوش درست همانجا روی صندلی کناری او بنشیند. سیاوش هم حین نشستن، از الناز تشکر کرد و حالش را پرسید. پروا کمی خودش را با دست باد زد. هیجان اولین اجرا هنوز هم در وجودش مانده و گونههایش گر گرفته بود اما نگاهش هر چند ثانیه
لطفا صبر کنید...

شادان
0عطا این وسط گناه داره هم میخواد حامی باشه هم میترسه طوریبشه نتونه جواب بده