آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و چهل و چهارم :
* * * * *
با شانه به چهارچوب در تکیه داده و به کیوان که روی زمین و کنار تخت آرام نشسته بود نگاه میکردم. کیوان در حالی که نگاهش را در صورت آرام میچرخاند، با کف دست به نرمی موهای آرام را نوازش میکرد.
تقریباً یک ساعت پیش بود که ناگهان در سکوت عمیق نیمهشب عمارت، صدای حرف زدن مشوش آرام را از پسِ دیوار میان دو اتاق شنیدیم. در آغاز چیز مهمی به نظر نمیرسید؛ اما زمانی که صدایش بلند و عجیب
مطالعهی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
کارا
0حالا دوباره یه سری میان میگن نه ببین این دختره خیلی لوسه خیلی ناناز مامانی گوگولیه ، د اخهه همون دختر لوس رو نگاا که از شدتت ترس از اون مرتیکه عوضی اینجوری داره کابوس میبینهه
۲۷ ثانیه پیشآیسا
1آخه کوروش بی شرف تو کیی که بخوای دستت به کیوان بخوره🔪😑
۳ دقیقه پیشکارا
0کوروش قربون دلش بره که مانستر میخواد بچم
۵ دقیقه پیشکارا
0بچم میگه میترسم مثلل منن موش آزمایشگاهی بشه الهی نسل همه ی اون روانیا منقرض بشه فرخ ایشالا توهم بیوفتی تو ماهیتابه روغن داغ همچین جلز و ولز کنی بعد سرخ شدتو بندازن جلو سگا
۶ دقیقه پیشکارا
0نیکان الهی بمیری که حتی نبودت هم مایه عذابه مردک سه نقطه
۱۰ دقیقه پیشمریم
0مثل اینکه به پارتهای آخر رمان نزدیکیم درسته ؟؟ ممنونم آوا جون خسته نباشی عزیزم 💋❤️🥰👍🏻😍
۲ ساعت پیشKara
1آفرین حالا مثل یه سگ حرف گوش کن خفه شو مرتیکه تو دهه پنجم زندگیش هنوز نمیدونه کی باید خفه شه
۴ ساعت پیشKara
2اخیی کوروش و فرخ حالا بزنید همو بکشید از دست یکیتون خلاص شیم
۴ ساعت پیشKara
1من بجای کیوان از این همه فکر کردن دیوونه شدم 🥰🥰
۴ ساعت پیشKara
1ایشالله بعد نیکان قسمت کوروش و فرخ😍
۴ ساعت پیشKara
0بالاخره نیکان بای بای؟
۴ ساعت پیشKara
0خب نیکان که تموم شد وقتشه فحشامون رو به کوروش پدر مادر بدیم😊
۴ ساعت پیشیاس
0وایی کار کوروش بوذ پس ای عوضی سگ
۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

آیسا
1چقد آرام زخمیه امیدوارم خدا از رو زمین محو کنه کسایی که روح این دخترارو زخمی میکنن😭💔