آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و چهل و چهارم :
* * * * *
با شانه به چهارچوب در تکیه داده و به کیوان که روی زمین و کنار تخت آرام نشسته بود نگاه میکردم. کیوان در حالی که نگاهش را در صورت آرام میچرخاند، با کف دست به نرمی موهای آرام را نوازش میکرد.
تقریباً یک ساعت پیش بود که ناگهان در سکوت عمیق نیمهشب عمارت، صدای حرف زدن مشوش آرام را از پسِ دیوار میان دو اتاق شنیدیم. در آغاز چیز مهمی به نظر نمیرسید؛ اما زمانی که صدایش بلند و عجیب
مطالعهی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نرگس
0وای چرا پارت نمیاد یکم دیگه بگذره همه رو یه دور تو ذهنم میکشم زنده میکنم
۵ ساعت پیشنرگس
1آرام داره میره ایران این نیکان لاشی از حرصش یه بلایی سرش نیاره://
۵ ساعت پیشنرگس
0وای جای تارا رو پیدا نکنند گروگان بگیرنش😐😐نهه این فکرا چیه به ذهنم میاد
۵ ساعت پیشنرگس
0ولی یه حسی بهم میگه سورنا به چیزیش میشه..زبون کوروش لال شه ایشالا نه چیزی نمیشه
۵ ساعت پیشنرگس
0همه افتادن به جون هم..وای اون وسط دایی جان یهو نیاد بگه سورنا به من گفت ت فلانی و..؟وای نه
۵ ساعت پیشنرگس
1مرحوم آدم دیوث و فحش های ک دار بود فاتحه نفرستید واسش🙏🏻
۵ ساعت پیشنرگس
0پسر عزیزش تبدیل شد به مرحوم پسر عزیزش
۵ ساعت پیشنرگس
0مردک لاشی یکم عصبانیتتو نشون بده ما که میدونیم داری منفجر میشی بمیری
۵ ساعت پیشنرگس
0ولی خیلی حال کردم از جوابای کیوان به فرخ و کوروش😂
۵ ساعت پیشنرگس
0هاردین عزیزم بزن خاندانشونو بیار جلو چشمشون پدرسگا رو..ماشالله مرد آهنی من
۵ ساعت پیشنرگس
0خدایی اگه آرام سر ایدز گرفتن نیکان بخواد ناراحت شه میزنمش
۵ ساعت پیشنرگس
0آرام هرچی هم تلاش کنه اره از همه چی دوره من آرومم فلان اما این کابوس همیشه باهاشه
۵ ساعت پیشنرگس
0خواب دیدن آرام منو یاد سایه انداخت
۵ ساعت پیشنرگس
0این کوروش سگ نکنه یه بلایی سر سورنا بیاره وای
۵ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

نرگس
1آی فرخ ری اکشنت الان خداست☺️