پارت بیست و هفتم :

چند قدم بیشتر جلو نرفته بودیم که رادوین تعادلش را از دست داد. وزنش یک‌باره روی من افتاد؛ بازویش را محکم‌تر گرفتم و سعی کردم نگه‌اش دارم، اما دیگر توانِ مهارکردنش را نداشتم.
بدنم همراهِ بدن او به جلو کشیده شد و هر دو با هم روی زمین افتادیم. زانویم محکم به خاک خورد، و در همان لحظه، صدای برخوردِ سرِ رادوین با چیزی سخت، درست کنارِ گوشم پیچید.
با وجود دردی که در بدنم احساس میکردم ،وحØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • دختر صحرا

    2

    فکرکنم بتونن از جنگل برن

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    نخورده باشه بهشون

    ۲ ماه پیش
  • یاسمن

    4

    امیدوارم نجات پیدا کنن🥺

    ۲ ماه پیش
  • زهره

    2

    خدا کنه فقط خلاص بشن از این مهلکه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️