آتوسا به قلم آرزو مهاجر
پارت پنجاه :
نگاه آرمین بین لبهای او و چشمهای تیرهاش بالانس میزد. ناتاشا که از بِروبِر زل زدن او جلوی فرزین و نوشین خجالت کشیده بود، برایاینکه خط نگاه طولانی بینشان را بشکند و حرفی وسط انداخته باشد، با پوزخند گفت:
-چطور شدم؟
آرمین بیرودربایسی گفت:
-قبلاً اگه سگ توی چشمهات داشتی، الان یه لشکر ژرمن شپرد داری.
نوشین و فرزین آرام خندیدند. ناتاشا به اخلاقِ آرمین وارد نبود.
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سلام دوست خوبم. متشکرم که رمان رو دنبال میکنی. همه خبر ندارن از ازدواج صوری. تنها نزدیک ترین افراد ناتاشا خبر دارن که هرچه رمان جلوتر بره بهتر متوجه میشین این ها چه کسانی هستن
۳ هفته پیشmacani
0این فرزین از اوناس ک همه جا آشنا دارن
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
افرین🤣
۳ هفته پیشسهیل۳۰
2عالی بود خسته نباشید..الان تو آتلیه حسابی دل و ایمون میبرن از همدیگه 🤭🤭
۳ هفته پیشنیلوفر ابی
2عالی بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود تشکر فراوان
۳ هفته پیشطوفان
3اخ فقط حرف ارمین ( اگه قبلا چشات سگ داشت الان یه لشکر ژرمن شپرد تو چشاتهه) آخ خدایاا من بمیرم از ذوق «بادا بادا مبارک بادا ایشالله مبارک بادا کیللیللیللیلیلئبلیل« عروس چقدر قشنگع ایشالله مبارکش باد دوماد چقد نانازه ایشالله مبارکش باد یوههوهوهوهوهووهوهوهوهوهوهووهوهو💃💃❤️💃🎀🎀❤️💃❤️🎀❤️❤️
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
لیلیلیلیلییی
۳ هفته پیشگلاره
0آتلیه چه مزخرفیه انگار جدی گرفتین قضیه رو 😒. (آره ارواح عمت،الان آرزو خانم به کمک آرمین خان یه آتلیه ای نشونت بده تا فَکِت تا مرکز زمین بره پایین😉)
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
🤤🤣
۳ هفته پیشبهار
0آخرش ناتاشای بی اعصاب ،عاشقش میشی، ببینم اون ،موقع میتونی، دلت ،بغلش رو نخواد🤣
۳ هفته پیشاکرم بانو
0به به اتلیه چه عکس هاوژست های قشنگی قراره ببینیم
۳ هفته پیش...
0اخ اخ کارای خاک برسری اونم آتلیه 😂😂🤭🤭
۳ هفته پیش🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
0دهن ناتاشا سرویس😂🤦 ♀️
۳ هفته پیشصبا
11همه یک صدا بگید ما پارت هدیه می خوایم یالا
۳ هفته پیشBiti
3بنازم فرزین .و فقط🤣🤣
۳ هفته پیشمامان عسل
3آرمین پسر خوشگلم دامادیت مبارک 🌸🌸
۳ هفته پیشنسا
12این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
...
3آره. یکم بیشتر باشه خیلی بهتره
۳ هفته پیشمیم
3خیلی عالی بود،خسته نباشید آرزو خانم 😍🙏🏻
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

پری
1خسته نباشی نویسنده عزیز رمان خوبی هست ولی یکم نقص داره مثلا درسته که ازدواج شون صوری هست اما از خدمتکار بگیر تا اون هرمز همه خبر دارن که الکی ازدواج میکنن فک نکنم اینکه همه خبر داشته باشن حرفه ای باشه مثلا ناتاشا ی مافیا هست