پارت هفتاد و هشتم :

خون جلوی چشم‌هامو گرفته بود.
دیدن آرکا که بی‌حرکت و بی‌جون روی سرامیک‌های یخ زده افتاده بود، آخرین رشته‌های عقلم رو پاره کرد.
دیگه دردی حس نمی‌کردم؛ مچ‌هام رو جوری به لبه‌ی تیز و برآمده‌ی بتن پشت سرم کوبیدم که پوست و گوشتم له شد، ولی الیاف پوسیده‌ی طناب زیر فشار وحشیانه‌م جر خورد و با یه صدای خفه پاره شد.
بدون اینکه حتی یه ثانیه به دست‌های غرقِ خونم نگاه کنم یا به دردشون

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • النا

    1

    الان باید سایفر به خودش بیاد و اینازو بغل کنه دیگه چرا اینا بهم نمیرسن اخه یا میکائیله یا اریکا یا احمد چرا تمومی نداره اخه

    ۲۳ ساعت پیش
  • جمیله

    1

    مگان داری دو دستی میرینی به رمانت کور نکن خب اینازو من اگر این دختر کور شه دیگه نمیخونم این رمانو

    ۲۴ ساعت پیش
  • mahya

    0

    ارکا اگه آیناز رو دوست داشتت باید وقتی که چشاشو باز کرد میشناختش😒( دیدین اون کلیپو که دختره میگه اگه دوستم داشتی خودت مفهمیدی اینم همونه 😁😁😂)

    دیروز
  • ثنا

    4

    ولی واقعا کاش چشمش کور نشه وگرنه خیل خیلی بد میشه نمی دونم خالم بد شد😭😭💔🖤

    دیروز
  • ثنا

    2

    وای چه پارت دردناک و بدی بود واقعا حالم بد شد همش اتفاقات بد میافتاد داخل رمان ولی این خیلی بدتر بود 🥹🥺💔

    دیروز
  • هیتر اریکا

    3

    واقعا اریکا چه مرگشه؟!😑😐

    ۲ روز پیش
  • لیلیوم

    2

    واقعا آیناز شیر زنِ،فقط شوهرش اشتباهی زد کورش کرد به جای اینکه قدرشو بدونه ولی خب .. !🥸👏

    ۲ روز پیش
  • میلو

    1

    ببین شاید نظرم خیلی متفاوت باشه و شاید بعضی ها خوششون نیاد من از این بیشتر میترسم که ارکا نتونه خودش ببخشه تا اینکه آیناز کور بشه🫠 البته خیلی ناراحتم که کور شده ها ولی بیشتر نگران اون موضوعم.

    ۲ روز پیش
  • لیا

    1

    مگانن کور نشه یوقت؟😐 الان به خودش اومدد؟بره اریکا رو *** کنهه

    ۲ روز پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    😪😪طفلی آیمار لعنت به اریکا و ردوین ای وای دختره کور شد ممنون عالی بود خسته نباشید

    ۲ روز پیش
  • نیلو

    1

    آخه مگان چجوری دلت میاد با شخصیت های خودت اینکارا رو کنی، چشمش آخه😭

    ۲ روز پیش
  • Narjes

    1

    وای وای پارت خیلی باحالی بود

    ۲ روز پیش
  • آنیتا

    2

    آریکای بیشعور بی پدر بی داداش بی صفت بی همه چیز و ***😓😭😑

    ۲ روز پیش
  • نیکا

    4

    داداش بدبخت هیچی حالیش نیست.💋 تو باید به آیناز فحش بدی، خو آخه روانی تو عقل نداری تنهایی پا میشی میری پیش اریکا..اونم کی..اریکا، دختر یه *** به اسم عثمان..دقت کن..دختر عثمان. اووف موندم چی بگم. اهم اهم، دخترای گل. لطفا از هر گونه هیت و فحش های رکیک نسبت به سایفر خودداری کنید..تنکیو به همگی😁

    ۲ روز پیش
  • نیکا

    2

    آخ آخ..ببخشید لیدی..حواسم نبود پیامم به عنوام پاسخ برای تو ارسال شد. منظورم تو نبودی.😁 عذر میخوام عزیزم💋

    ۲ روز پیش
  • الیی

    0

    موافقم باهات

    ۲ روز پیش
  • بغض

    0

    بغضیی ترین صحنه رمان همین پارته 🥲چرا باید همچین بشهه 💔

    ۲ روز پیش
  • بی نامونشون

    2

    بعد سه ماه و خورده ای برگشتم..عالیی کل پارتایی که توی این سه ماه و خورده ای گذاشته بودی رو خوندم واقعا گل کاشتی مگان..ولی توروخدا نگو ایناز چشمشو از دست میدهه

    ۲ روز پیش
کپی شد!