پارت سی و هشتم :

بی‌شک امشب در طول پنج سال گذشته فان‌ترین بود!

لب‌هایم می‌لرزیدند و برای ذره‌ای خنده تقلا می‌کردند!

به کسرا نگاه کردم که خودش هم در بهت دقایقی قبل بود!

انگار او هم می‌خواست تا صبح به آن صحنه بخندد...

وقتی که بلیت را به او دادم و او با کمال میل قبول کرد، با تمام وجود خیره شدم به اویی که کاملاً حرفه‌ای گارد می‌گرفت و هرگز فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفتد.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
تصویر شخصیت کسرا در رمان رقص آتش کسرا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرتمیس

    0

    چرا ؟چه گونه؟به چه دلیل؟به کدامین گناه؟نههننهه🤧😭 تروخدا زود تمومش کن دیگه نمیتونم می خوام همش رو بخونم تحمل ندارم 😅🫶🏻🥹

    ۸ ساعت پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    هعی...رمان تازه اولاشه...کلی اتفاق دیگه هست که باید بیوفته و کلی راز که باید برملا بشه😌🫶🏻

    ۷ ساعت پیش
  • ملکه

    0

    هیچچکس به اینکه آنا برای کسرا گریه کرد توجه نکرد!انگار خواب آنا به حقیقت پیوسته..همه ی آدمای دورش دارن به خاطر اون تو خطر قرار می گیرن💔

    ۱۱ ساعت پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    اونم تازه اینو متوجه شده😔🙏🏻

    ۱۰ ساعت پیش
  • ملکه

    0

    ولی کسی هم از شدت ضربه کسرا به دستگاه چیزی نگفت چرا؟؟ یه جوری بچه زد تو کیسه بوکس که کل دستگاه واژگون شد..ولی خب با اتفاقی که براش افتاد هیچکس به اون دقت نکرد😭استرسس

    ۱۱ ساعت پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    آره به مهارت‌های بچه کلا بی توجهی شد💔🥲

    ۱۰ ساعت پیش
  • زهرا

    0

    دارودسته مازیار.شایدعاشق شده ویااحساس برادربودن داره.باتشکر

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    🎀🥲

    ۱۱ ساعت پیش
  • مامان عسل

    0

    کسرا چرا خودت و سپر بلا کردی وای پسر خوشگلم 🥺 مهسا جون یه ذره آرامش به این بچه ها بده ..آنا که میدونه تحت تعقیب چرا واسه خودش همه جا میپلکه ..با صورت سوخته کسرا باید چیکار کنیم 😢😢

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    بیچاره نمیدونست از همون خونه پویان تحت‌نظره!و اینکه فعلا زوده برای اینکه راحتشون بزاریم💔🥲

    دیروز
  • دیانا

    3

    من رسما همینجا اعلام میکنم که روی کسرا کراشم و مال خوده خودمه!!

    ۳ روز پیش
  • Narjes

    1

    نهه ای مردیکه اشغال ریدم دهنش یعنی چی وایی

    ۳ روز پیش
  • aysa

    3

    عالی بودد

    ۴ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    🫶🏻🎀

    ۴ روز پیش
  • هانیه

    3

    فکر کنم کار این شاهد بی پدر مادره

    ۴ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    احتمالا

    ۴ روز پیش
  • شرک

    3

    این دیگه چه پارت زهرماری بودد😭😭 کسرا جون ناموست نمیزرر

    ۴ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    این پارتای اخیر زیادی آروم‌بودیم...😂🫶🏻

    ۴ روز پیش
  • اسبم

    0

    چرا اینجاا تموم شدد

    ۴ روز پیش
  • هانیه

    0

    اشتباه کردم دیگه نمی گم بهت شک دارم جون هرکس دوست داری عن نکن خودتو پاشو 😭😭

    ۴ روز پیش
  • هانیه

    0

    جاان ؟؟ چی شد الان ؟

    ۴ روز پیش
کپی شد!