پارت هفتاد و پنجم :

لب‌هام رو به هم فشار دادم. نمی‌تونستم بهش بگم عثمان دزدیده. نگاهم رو ازش گرفتم و خیلی خونسرد گفتم:
- نمی‌دونم.
چند ثانیه نگاهم کرد؛ انگار داشت دروغ رو از توی صورتم بیرون می‌کشید اما چیزی نگفت. من هم قبل از اینکه سوال دیگه‌ای بپرسه، از کابینت فاصله گرفتم و گفتم:
- میرم یه کم استراحت کنم. توئم یکم بخواب. خسته‌ای.
و بدون اینکه منتظر جوابش بمونم، از آشپزخونه خارج شدم و وارد یکی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلو

    5

    چرا من فکر میکنم سایفر بفهمه از آیناز متنفر نمیشه حتی نقشه قتل شیطان رجیم(حامد پوفیوز) میکشه چون زنشو تهدید کرده و مجبورش کرده چون سایفر خودش گفت میخوام تو ترسات هم کنارت باشم

    ۱۱ ساعت پیش
  • نانا

    3

    اخی🥹احساساتی شدم ویی چقد قشنگ♥️

    ۱۱ ساعت پیش
  • Aylin

    4

    اون حامد پدرسگ فقط این وسط داره اعصاب منو میخوره بابا برو گمشو مردک شغاله لاشخورر. ولی خیلی *** ذوقیی کردم که سایفر بالاخره غرور و گذاشت کنار اعتراف کردندد✨😭😭

    ۱۱ ساعت پیش
  • 💅🏻

    4

    اکلیل چیه بابا .. 🥲✋🏻✨️💆 ♀️😭

    ۱۲ ساعت پیش
  • ثنا

    5

    ولی اگه حامد چیزی به سایفر بگه در مورد آیناز سایفر نباید باور کنه با عصبانی شده چون آیناز اصلا کاری که حامد می خواسته رو انجام نداد

    ۱۴ ساعت پیش
  • یگانه

    5

    ایشالا این حامد بمیره همه چی به خیرو خوبی تمومشه

    ۱۴ ساعت پیش
  • یگانه

    5

    وایی خداا چقد ذوقق زدمم خیلی خفنهه مرسی مگان جوون❤️🎀

    ۱۴ ساعت پیش
  • لیا

    4

    وایی مگان نمیتونی تصور کنی چقدر ذوق کردم فقط میتونم جیغغ بکشمم حاجی برگامم سایفر اعتراف کرد اونم نه یه اعتراف ساده وای خیلی خوبب بود اکلیلی شدم یادم نمیاد چند بار جیغ زدمم😭😭🎀🎀

    ۱۴ ساعت پیش
  • محی

    2

    نگو تورو خداا حامد بمیری تو ایشالا

    ۱۵ ساعت پیش
  • محی

    3

    من به جا ایناز ذوق کردم

    ۱۵ ساعت پیش
  • Shoka

    6

    حس میکنم قراره سایفر بفهمه حامد چرا اون و اینازو مجبور به ازدواج باهم کرد و قراره از آیناز متنفر بشه و یه جنگ شدید با حامد رو در راه دارن😔 اخه حامد خداخفه ات کنه 😤

    ۱۶ ساعت پیش
  • Narjes

    5

    وایی بلخره سایفر اعتراف کرده عرر

    ۱۶ ساعت پیش
  • نیکا

    12

    لحظه شماری میکنم برای پارت بعدی،ولی یه حس لعنتی نمیزاره راحت ذوق کنم،چون میدونم اون پفیوز،اون کله خراب،اون لعنتیه لاشخور لاشی، همه چیز رو خراب میکنه،یه روانی که همه لحظات خوب رو خراب می کنه،بابا بمیر،برو بمیر،آخ آخ خودم کفن پیچت کنم لاشی. خودم جنازت رو بشورم لعنتی..هی حامد توف به شرفت.بمیری الهی😭

    ۱۹ ساعت پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    جنگ تو راههههههه🤣🤣

    ۱۷ ساعت پیش
  • ثمین

    5

    نچ سایفر دیگه اون ابهت سابق رو نداره

    ۱۸ ساعت پیش
  • آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان

    ثمینِ ضدحال

    ۱۷ ساعت پیش
  • پرنیا

    1

    ارهه همینهه

    ۱۷ ساعت پیش
کپی شد!