پارت صد و پنجم :


«یه ربع مانده به چهار عصر _ پایتخت شاران _ منطقه پونزده»
- چه اتفاقی افتاده؟
خواستم جلوتر برم که حس کردم یه چیزی زیر پام فشرده شد ولی قبل از اینکه لهش کنم سریع عقب رفتم. خشک شده سرم رو پایین بردم... یه کبوتر سفید... یه کبوتر که زخمی شده بود.
مردمک‌هام خیره به بال خونینش لرزید و از قبل هم شوکه‌تر شدم. کبوتر بیچاره جلوی چشمام نفس نفس می‌زد، می‌دونستم اگر زبون داشت صدای ضجه‌هاش ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلا

    0

    قلبم شکست برای *** های دوست داشتنیم

    ۱۳ ساعت پیش
  • تکنیکا فنن

    0

    این از تیم رادیکالم بد تر بود

    ۲ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    قلب منم شکست🥲

    ۲۱ ساعت پیش
  • اکرم بانو

    0

    هارپی مفنگی که تکون نمیخوره،تیناحداقل تکونش داد

    ۳ روز پیش
  • اکرم بانو

    0

    چه نقشه ی فرار عالی بود،

    ۳ روز پیش
  • اکرم بانو

    0

    بازم بچه های کلوپ پله ای دور هم جمع میشن،مگه نه؟

    ۳ روز پیش
  • اکرم بانو

    0

    بیچاره تورن، اول که راشا،فک نمیکردم نفربعدی تورن باشه

    ۳ روز پیش
  • زهرا

    0

    حمیدهه چطور دلت اومدد زنن😭😭

    ۴ روز پیش
  • بیوه ی راشا

    1

    حمیده راشا رو شوهر خودم انتخاب کردم کشتیش این هیچ داشتیم با تورن نامزد میکردیم زدی بچمو ناکار کردی الان تنها دلیلی که جلوم رو گرفته بهت فحش ندم اینه که صورت تورن رو یجورایی با جراحی اینا خوشگلش کنی خلاصه نمیدونم بچمو برگردون

    ۶ روز پیش
  • هدیه

    0

    الان کلا دیگه کلوپ پله ای تو رمان نمیان؟

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    روباه و جغد😁😁

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه

    6

    بخدا اگه تورن میمیرد انقدر ناراحت نمی شدم که الان صورتش کلا سوخت😭

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه

    3

    آخه کی وسط اون بلبشو میگه که من دیگه باکره نیستم😂😂

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه

    1

    کلمات در وصف تنفر بهت کم میارن😂😂

    ۱ هفته پیش
  • 0...0

    5

    نهه نهه حمیده ناموسا من قلبم باطری چارتا درمیون میزنهه نکن اینکاروو میگم راستی کاج و عاج یا همون لنزو و کورو چیشد نفهمیدم

    ۱ هفته پیش
  • زن هفتم آشر

    0

    دوست دارم گریه کنم براشون.. عمیقا غمم میاد

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️