خان دایی به قلم آرزو هاشم آبادی
پارت چهل و نهم :
یک اتاق درست شبیه آرزو هایی که من داشتم.
اتاقی مجهز به همه چیز...از کمد و تخت بگیر تا میز تحریر و کتابخانه و هزار کوفت و زهر مار دیگری که تا به امروز تمامش به دل بیچاره ام حسرت شده بود.
شده با دیدن داشته های دیگری که آرزوی توئه بشکنی؟!
من شکستم وقتی تک تک آرزو هایم را میان دستان دختری که از خودم کوچک تر بود دیدم.
من شکستم وقتی به هر چیزی که نگاه کردم ؛ جزو نداشته ها و خواسته های ب
لطفا صبر کنید...
