هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت نود و نهم :
عموی بزرگ هلگورد فوت شده بود و بزرگان دو طایفۀ کردافشار و کَلهُر در مراسم ختمش در قبرستان گرد هم آمده بودند. صبح فرشته برایاینکه عقب نماند هولهولکی مانتواش را به تن کشید و دکمهها را تندتند بست، اما دو دکمۀ بالای مانتواش را جا گذاشت و نبست، منتها در مسافت ساختمان تا ماشینها متوجه شد که دو دکمۀ بالای مانتواش باز است. برایاینکه هرچه زودتر سوار ماشین آسو بشود و مجبور نباشد سوار ماش
لطفا صبر کنید...
