رقص آتش به قلم مهسا ماهنما
پارت سی و پنجم :
به تصویر خود در آینه خیره میشوم .
چه بر سرت آمده؟
چگونه تا اینجا دوام آوردهای؟
نفسم را با حالت آه مانند بیرون میدهم و کش شل شدهی موهایم را باز کرده و دوباره میبندم .
خواب از سرم پریده بود و بهتر بود خود را با چیزی سرگرم کنم .
البته اگر از شدت خواب رو به مرگ هم میبودم ، امشب را دیگر نمیخوابیدم.
به خودم قول نمیدادم که اینبار هم زنده ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهسا ماهنما | نویسنده رمان
🥲🫶🏻
۴ هفته پیشاسما
0اینکه این همه وقت می زاری و برای هر پارت سعی می کنی آهنگ بزاری نشون میده خیلی برای خواننده هات ارزش قائل هستی. بوس به کلت 🥲✨
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
🥹🤏🏻بوس به لپت
۴ هفته پیشنیلی
0عامم دلم برای آنا میسوزه فقط ظاهر محکمی داره بچم از درون شکسته شده آخه این چه کاریه داری باهاش می کنی نویسندهه
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
عذاب وجدانم نمیتونه روح خبیثمو برکنار کنه🖤🙌🏻
۴ هفته پیشیلدا
0هعی هعی من الان خیلی وقت می خوام تا دردسر خطاب کردنش رو هضم کنم. تو داری با دل ما چیکار می کنی پسرر
۴ هفته پیشملکه
0خب خب..بانو؟نوچ..آنا؟نوچ..روری؟نوچ..دردسرر؟یسسس✅️🥹
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
😂😭🎀
۴ هفته پیشآرتمیس
0اینکه می شینی قشنگ توضیح میدید اسم این دارو چیه و برای چی خوبه و کلا این پی نوشت ها.. عالیه🖤✨
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
😗🫶🏻🎀
۴ هفته پیشAylar
0کسرا شخصیت اصلی مرده مگه نهه 😍❤️
۱ ماه پیشAylar
0پارت عالی بود مرسیی دستت درد نکنه🌹🌹
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
فدای تو🫠🎀
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

غلام
0بچهه هاا توروخدا کامنتا رو بترکونید بچم مهسا کلی زحمت کشیده دریغ از چندتا کامنت نامردیه خب طرف این همه زحمت بکشه بعد شما فقط بخونید..!