نقش نهان به قلم آزیتا خیری
پارت هفتم :
امیر پرسید:
_حالا کجا میری؟ بمون بابا، این محاسبات کوفتی ناتمومه آخه.
فرنوش در همانحال که دور میشد، جواب داد:
_میرم فروشگاه. امروزم دیر برسم اخراجم.
امیر با سرخوشی پرسید:
_تامفورد صد میلیلیتری شارژ شد؟!
فرنوش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
