پارت بیست و هشتم :
فدرو با وسواس خاصی مشغول انتخاب لباس شد. همیشه انتخاب لباس برای دیدار با رئیس سازمان براش سخت بود.
معمولاً توی دیدارهای رسمی باید از لباسهای رنگ تیره استفاده میشد. این انتخاب بهخاطر این بود که لباس تیره، حالت رسمیتری داشت و معمولاً شیکتر و منظمتر جلوه میکرد.
رئیس آدم سختگیری بود و معمولا توی حرف زدن صبر به خرج میداد. اون فقط سؤالهای کوتاه میپرسید و در برابر پرسش
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
زری
0حس خوبی ب این رئیس رئیسا ندارم😖😖
۴ روز پیششی شی
1وایعالیی داستان هیجان انگیز شده هاا
۴ روز پیشراز
2من فک کنم پسرم اکتای از سربازای گمنام باشه و اینکه کجاست ک دخترمون آریل رو ول کرده بیشتر بخاطر خود آریل هستش فک کنم جونش در خطره اگه نزدیکش بشه. اگه با آرون و آریل و خودش ی گروه درست کنن پدر این رئیسا رو در میارن انشالله
۵ روز پیشسهیل۳۰
6ای سازمان کثیف..نکنه اون رئیس مئیسا یکیشون بابای اکتای باشه؟ شاید واسه همین خیلی بهش سخت میگرفت
۵ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
امکان همه چیز هست😂
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نورا
0عالیی بودد😭💕