پارت چهل و چهارم :
چرا همه بهم خیانت میکردن؟ اول آرن،بعد جان...
روی اون تخت لعنتی نشستم و دستامو جلوی صورتم گرفتم.غرورم اجازه نمیداد گریهمو ببینن.اگرم گریه نمیکردم قلبم سگباد میگرفت.
جان کنارم نشست و آروم دستشو روی شونهم گذاشت: «ناراحت نباش،درست میشه.»
دستشو کنار زدم: «دیگه دوست خوبم نیستی...من میمونکهای خنگو دوست دارم.»
با تعجب تکرار کرد: «میمونکهای خنگ؟!»
دست روی پی
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
....
1اخیش راحت شدم.بلاخره از زبون نیو امیدوارم کم پیش بیاد که از یه زبون دیگه باشه البته از زبون ارش هم جالبه ولی هیچی مثل نیو نمیشه
۱۰ ساعت پیشنانا(زن بابای نیو)
1میدونید چرا انقدر راحت تسلیم شد؟ چون مثل اون ارن عوضی و گرگ بیابون نیستش و به جون برمک اهمیت میده
۱۰ ساعت پیشنانا(زن بابای نیو)
1الهی بگردم بچه مفوی شاشو گریش گرفته بود خدایا بمیرن برات دل غریبت کاش ننت تو اتیش بسوزه تو خوشبخت شی پسر گلم
۱۰ ساعت پیشنانا(زن بابای نیو)
0الهی قربون پسر عزیزم بشم خدایا ای دردت به جون اون ننت، ننت بمیره برات انقدر گوگولی ای جیش میکنی میخوابی الهی ننت تیکه تیکه شه یه تار مو از سرت کم نشه نیو خوشکلم
۱۰ ساعت پیشدرنا
0من می خواستم رو بردن سمک شرط بندی کنم نگو که به راحتی باخت🥲😂 هی بهتر نکردم. قیافه ی آرن و ارشک هم وقتی نیو رو دیدن دیدنی بود
دیروزدرنا
1بعد مدت ها نیو.. وای چقدر دلم براش تنگ شده بود، اصلا حد نداشت.
دیروزرها
3دلم برا تنهایی نیو گرفت
دیروزشوسپک
2اینک نیوی سریع قانع شد کمکشون کنه منو نگران سمک میکنه🤔😂
دیروزرها
1آنقدر ذوق شده شدم این پارت نیو اومد
دیروزرها
1جوریکه آنقدر سریع قانع شد و بهشون کمک کرد 🤣🤣 این وسط من نگران ارشکم جدی جدی کور نشه آرن اصلا مهم نیست بزار کورشه
دیروزرها
1نیو بچم داشت اشکش در میومد الهیی جان گوربه گورشیی
دیروزنقره پسند
2دلتنگ نیو بودم به به که اومدد😍
دیروزنقره پسند
3نیو عزیزم از سمک که هیچی، از ارشک و آرن و سمک رو همدیگه هم حرفه ای تره👌🏻
دیروزسیاه
3ترکیب نیو و سمک ماوراییه
دیروز
لطفا صبر کنید...

مسیحا
0نیو خیلی وایب الفو رو میده، بچهه