پارت هفتاد و هفتم :

-تازه فهمیدم ادم سمی ازدواج های قبلی هم من بودم!
شکوه خاک بر سری حواله اش می کند.
-اون وقت پیر ما رو درآورده بودی هر بار با قهر کردن ها و طلاق گرفتنت.
-چیکار کنم مادر انگار اون قسمت منطقی مغزم به طور کل خاموش شده بود و توی همه ی موارد حقو به خودم می دادم، از خودم یه آدم مظلوم ساخته بودم که تموم عالم و آدم بهش ظلم کرده بودن.
شکوفه با دهان باز به خواهرش نگاه می کند، دستم را که زیر چا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سلام

    2

    لطفاً پارت هدیه بزارین برای رمان *** *** پا رت هدیه زیاد میزایشتین ممنون

    دیروز
کپی شد!