اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت هفتاد و هفتم :
-تازه فهمیدم ادم سمی ازدواج های قبلی هم من بودم!
شکوه خاک بر سری حواله اش می کند.
-اون وقت پیر ما رو درآورده بودی هر بار با قهر کردن ها و طلاق گرفتنت.
-چیکار کنم مادر انگار اون قسمت منطقی مغزم به طور کل خاموش شده بود و توی همه ی موارد حقو به خودم می دادم، از خودم یه آدم مظلوم ساخته بودم که تموم عالم و آدم بهش ظلم کرده بودن.
شکوفه با دهان باز به خواهرش نگاه می کند، دستم را که زیر چا
لطفا صبر کنید...

سلام
2لطفاً پارت هدیه بزارین برای رمان *** *** پا رت هدیه زیاد میزایشتین ممنون