جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت صد و دوم :
- اینجان؛ یادت باشه اگر دستور پادشاه نبود اجازه ملاقات باهاشون رو نداشتی پس زیاد لفتش نده.
سرباز جوخه صدی با بیمیلی اینا رو گفت و بعد در رو پشت سرم قفل کرد، درب هوشمند و سنگینی که فکر نکنم کسی به راحتی بتونه ازش رد بشه.
چراغ بالای در قرمز شد و سر و صدای پشت سرش رو دیگه نشنیدم.
نگاهم رو ازش گرفتم و به روبهرو دوختم. خیلی سرد بود، خیل زیاد؛ انگار از دیوارهای آهنی زنگ زدهش سرم
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
بغض یاکریم
3خب بنظرتون چه راهی هست که بشه رمان و تو ذهن مخاطب ماندگار کرد🤔؟؟ حمیده:)) کشتن شخصیت های محبوب 😈😈
۵ روز پیشالی
0هیچی نمیگم
۱ هفته پیشنازلی
11خب با شلاق خوردن آرین یکم دلم خنک شد بالاخره ، تا قبل این اتفاقا بقیه اعضا مثل یه دوست عادی با هانا رفتر میکردن بعد این اتفاقا هم آنچنان واکنش شدیدی نشون ندادن ولی آرین کسی که قبلش ادعا میکرد عاشق هاناعه و انقدر پاچه خواری میکرد بعد اینکه خودش به هانا و ایلیا خیانت کرد بیاد این حرفا رو بزنه
۲ هفته پیشنازلی
10دقیقا آرین نشون دهنده یه آدم دو رو حال به هم زنه ینی انقدر که الان از آرین بدم میاد از هارپی و بقیه ی تک امتیازیا بدم نمیاد
۲ هفته پیشوووو
15این چه حرفیه اونا رو می خوام اعدام کنند و الان تنها هستن از یه نفر کلی خیانت دیدن و آخرین امیدشون هم از دست دادن به نظر من تقصیر هانا بود ، همیشه خودش رو مقصر می دونه ولی مکه این کافیه؟ بادی خودش رو ثابت میکرد ، ولی من هنوز امید دارم که زاویر و ایلیا بیان و بقیه بچه ها رو نجات بدن
۲ هفته پیشنازلی
1عزیزم هانا بارها خودشو ثابت کرده و میکنه ولی با وجود همه اینا فروختنش به زاویر بعدشم مگه خود هانا چندسالشه که داره این همه فشارو تحمل میکنه؟ هانا کم بدبختی کشید بخاطر کلوپ پله ای که اشتباهشو جبران کنه و خودشو ثابت کنه؟ تنها کسی که از گذشته ی هانا خبر داشت آرین بود و دقیقا دست گذاشت رو نقطه ضعفش
۱ هفته پیش.وووو
8چطور میتونی اون فقط ۱۹ سالشه دلت خنک شد؟ اون بچه جز هانا از هیچکس مهر و محبت ندیده بود حالا که میبینن هانا هم بر علیه ش هست و تنها تکیه گاهش رو از دست داده ، کنترلش رو از دست داد و اون حرف رو زد
۲ هفته پیشتوت فرنگی از باغ شیث
2اون موقع که فروختش به این چیزها فکر کرد اصلا
۲ هفته پیشنازلی
1اون موقعی که بهش خیانت کرد و راحت حرف زاویرو باور کرد باید به از دست دادن هانا فکر میکرد
۱ هفته پیشسپی
0عزیزمنی تو💖
۱ هفته پیشسپی
6حمیده جون دندونت خوب شد؟ کی پارت میزاری عشقم
۲ هفته پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عااا بچم متشکرم پرسیدی🍓
۱ هفته پیشنکس کله قرمزی
3حمیده توروخدا بچه های کلوپ و نکش راشا و بچه آندرسو که کشتی آندرسو کور کردی دیگه طاقت ندارم ، خواهش میکنم دیگه این بدبخت ها رو نکش😭
۱ هفته پیشdina
8نمیتونم باور کنم.. اولین باریه که نمیخوام پارت بعد رو بخونم، نمیخوام مردن کلوپ پله ایو ببینم بخدا عذابه:))
۱ هفته پیشدختره ایلیا
5ببین بانو من از تو خواهش میکنم التماسس میکنم اینا گناه دارن مثلا زاویر رو بکش یا داریان یا ننه داریان یا اصن نخست وزیر پدصگ خواهش میکنم اینا گناه دارن بزار زندگی سگیشونو ادامه بدن مسلمون
۱ هفته پیشدختره ایلیا
2زن توروخدا اذیت نکن بزار زنده بمونن بابا تو چرا سادیسم داریی میخوای یه بلایی سرِ همه بیاری خدا سر شاهده زندگی ما دستت بود باید خودمون خودکشی میکردیم🥲😂
۱ هفته پیشدختره ایلیا
3حمیده این اولین باره که دارم با این رمانت گریه میکنم..توروخدا یه معجزه بشه اینا زنده بمونن
۱ هفته پیششکیبا
4دارم دیوونهه میشمم من پارت میخوامم
۱ هفته پیشمقتول حمیده هستم
9نه امکان نداره با اعدامشون تموم بشه، رابین هود حتما یه کاری میکنه بچه ها💔
۱ هفته پیشنیایش
14هر شخصیم میخواست هانارو تحقیر کنه به خواهرش اشاره می کرد اکثرا دشمناش بودن ولی آرین که هانا این همه هوای خودشو و خانوادشو داشت واقعا حرف بدی بود
۲ هفته پیشرها
5داره میمیره چیزی مونده براش اخه که بفکر این باشه چی بگه چی نگه اونم ت این سن نوجوونیش؟ خودت باشی حین اعدام باشی کتک خوردی کسیکه عین مادر مراقبت بود اومده اعدامت کنه مبادی آداب میشی؟
۲ هفته پیشنیایش
7الان داره اعدام میشه دفعه قبل چی؟ بار اولش نیست هانارو میفروشه اون موقع که داشت اعدام نمیشد چرا باز ناحقی کرد
۲ هفته پیشرها
3داداش چرا بحثو احساسی میکنی هانا همش 19. 20 سالشه ده بار گند زد تا هجده نوزده سالگیشم که کلا از سیاست به دور بود هوای حابیل میترا آرین داشت اما اینم دقت کردی آرین همیشه دلش میخواست مراقب هانا باشه؟هرجا پشتش درومد حالا به بلوغ رسیده همش هفده سالشه و ظاهری هانا همش می پرید بهش تخریبش میکرد ت دل هانا
۱ هفته پیشرها
5تو دل هانا نبود که ببینه چقدر براش مهمه فکرمیکرد هانا میخاد از سرش باز کنه و افکارات بچگونه . هرچی ارین تخریب کرد هانا صدبرابر تخریبش کرد تهشم حکم شلاق رو داد دیگ چی میخاس؟ گرچه احتمال داره برای اینکه زمان بخره مجبور شد بگه شلاقش بزنن ( وی نمیتونه باور کنه که کلوپ پله ای نقشی تو رباتا نداشته باشن)
۱ هفته پیشنیایش
2احساسی نه دارم به همه جوانب منطقی نگاه میکنم آره هانا ظاهری بداخلاقی می کرد عملی همه جوره مراقبشون بود انقدری که کم کم شده وظیفش حرف آرین بد بود چون تا وقتی که هانا ازش مراقبت می کرد عاشقش بود الان که تو دو راهی مجبور شده کشورشو انتخاب کنه انقدر شده آدم بده
۱ هفته پیشنیایش
4میکائیل با اینکه وظیفه ای نداشت فقط با یادآوری بلایی که سر دایانا اومد طرف هانارو گرفت و همزمان خیانت به زاویر که چندین سال کنار هم بودن و با دونستن اینکه قطعا این راه مرگ داره واسش بازم به هانا کمک کرد آرین می تونست مثل بقیه دهنشو ببنده وقتی تا الانم جون خودشو خانوادشو مدیون هانا بود
۱ هفته پیشنیایش
2آره موافقم احتمال زیاد که کلوپ قرار نیست پارت بعدی اعدام شن و نجات پیدا میکنن و شاید بعدا رباتا دست اونا بیفته چون پروژه جوخه صد که شکست خورده و نصفشونم مردن:راشا💔
۱ هفته پیشپریا
3مغزم و قلبمو سر این پارت از دست دادم بدنم هنوز داره می لرزه هانا داری چیکار میکنی اونا دوستاتن اگر نتونی از اونا محافظت کنی از نلینم نمی تونی تو نباید مثل داریان بشی تو باید با نسل مادر مقدس تفاوت داشته باشی خودتو فراموش نکنی عزیزاتو فدا نکنی داری چیکار میکنی خدایا یه اتفاقی بیفته و اونا اعدام نشن
۱ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

اتاناز
3حمید من نمیدونم چه مشکلی با این بچه های بیچاره داری اخههعع همه شون به کشتن میدی