بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت هفتم :
انگشت اشارهاش را روی صورت شهاب کشید و در دلش گفت:
- حیف که...
بیخیال نگاه کردن به شهاب شد و با آراز تماس گرفت
- چند روزه کم پیدا شدی آراز؟
- ببخش بخدا خیلی درگیر کارای خرید جنس و اینا شدم... اتفاقاً امروز چند بار اومدم زنگت ب ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مامان عسل
1روشا تو میخوای با شهاب باشی چرا آراز و معطل خودت کردی پسره گناه داره..حتی اگر فکر انتقام هم باشی باز نباید آراز و بازی بدی 🤗