پارت چهل و سوم :

| شیطانی که می‌شناسی / The Devil You Know |

***
هنوز صبح بود؛ اما صبح‌های مسکو، برای کسی که در ستاد کار می‌کند، فرقی با شب ندارد. نور از پشت ابرهای سربی، مانند یک خاطره‌ی محو، به سختی خودش را به شیشه‌های بلند راهرو می‌رسانْد و روی کفپوش سنگی، لکه‌هایی بیمارگونه از روشنایی می‌انداخت.
دومینیکا از کنار پنجره‌های تمام قد راهرو گذشت و انعکاس محوی از خودش را روی شیشه دید؛ یونیفرم مرت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    میشینم گریه می کنم ک این هفته پارت نداریم 🥲💔

    ۳ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    💔

    ۳ هفته پیش
  • سارینا

    0

    تبریک به نیکا بابت نفرین شوم جدید ، انشالا بتونی طلسم رو بشکنی 🤲🫶

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    این یکی نفرینش باستانیه 😎

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    نفرینی که تا نسل ها گریبانگیر نیکا شده

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    ترکیب برج زهرمار و وراج💅🫦🛐🛐

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    در اصل نیکا می‌خواست بگه دلقک 😂

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    دقیقا میگل فراتر از دلقکه🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    من گفتم چشم ابی ها با خودشون طوفان میارن کجا گوش شنوا://😂😂

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    این آبی شبیه آسمون بهاریه 😑🔪

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    بعضی اوقات بهار هم طوفان میاد، و به چشم های طوفان میگل اصابت میکنه و طوفان وارد میشه

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    مدودف از نیکا خواست یه طورایی میگل رو اغوا کنه🤣🤣 قبل از اغوا کردن قطعا این دوتا همدیگه رو به عزرائیل تحویل میدن

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    نیکا هم گفت جواب نمیده این مرتیکه زن‌ستیزه 😂

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    نیکا ببینم چطور انجام میده، شاید میگل دمی اسکشواله🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    دلمم میخوادد تا صبح بشینم فقط به کل کل این دو تا رو بخونم ، لامصب نه تکراری میشه نه ادن خسته میشه، اینا چقد لجوجن

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    مکالمه مسالمت‌آمیزه، کل‌کل چیه 😑

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    ایناا ایی که من میبینم مسالمت آمیز وجود نداره،بیشتر تو کل کل شون نقشه قتل همدیگس

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    اول یک قدردانی از حدیث که سومین پارت ۲۰وخورده دقیقه رو داد😂😂 یه درخواست کوچولو پارت بعدی بجای ۱۵دقیقه کم کنی ۸یا ده دقیقه کم کن، واکنش حدیث:من کجا ۱۵ دقیقه کم کردم دختر این حرفا چیه میزنی من به این دست و دلبازی، مهربانی کجا کم کردم خنده شیطانی حدیث در پارت ۴۴

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    اصلا پارت ۴۴ نمیدم :/

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    نقشهه شومم ، اگه ندی ترور میشی مراقب اطراف باش🤣💅💆 ♂️

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    ولی نگران نباش. فضولی نمیکنم این خودش از صدتا فضولی بدتره

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    وقتی میگل میگه فضولی نمی‌کنم یعنی تا جد و آباد قضیه رو در میاره 😂

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    فضولی زیاد خوب نیستا سر آدم به باد میره، مطمئنم این پسر از فضولی خوابش نمیبره تا بفهمه

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    میگل عزیزمم ، بقیه آدما جدی نگات میکردن. چرا الان جدی نگاه کردن نیکا برات ارزش داشت:))

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    جدیت نیکا دلنشینه :)

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    نیکا جدی نگاه کنه بهت شلوارت خیس میکنی ،چون در حالت عادی هم جدیه طرز نگاش

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    میگل ماهم خوشحالیم هنوز نیکا برج زهرماره🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    برج زهرمار دوست داری 😂

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    اونم برج زهرماری نیکا باشه تو یه لول دیگس🤣

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    میگل هعی میخواد سر صحبت رو با نیکا باز کنه ولی این کار نیکا رو سخت میکنه

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    نیکا دم به تله نمیده گول خوش رقصی‌های میگل رو نمی‌خوره 😂

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    خوشا. به آن روز که گول بخوره

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    خدا بخیر کنه. بوی خوبی از آینده نمیاد

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    منتظر عملی شدن نقشه نیکا هستم که ببینم با چه ابتکاری میخواد نقطه ضعف از میگل بگیره💅💆 ♂️

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    باور کن خودشم نمی‌دونه 😂

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    منم عادت دارم به عادت های بقیه آدما توجه کنم 🙂 ↕️، اوکی پس فقط برای نیکا این قانون نیست برای بقیه هم هست، باشه آقای میگل سانچز

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    کال می آلکسی سوورف 😎 این‌جا روسیه‌ست

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    0

    یه فکت اینه که اون مافیا خدا زده میگل کشته، چطور اون عکس ها رو داده مدودف بلکه اونم یه ربطی به اون تیراندازی داشته باشه،و جزو همون کسایی هست که دوست دارن سر جدا شده میگل رو ببینن

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    تک تیراندازی که بهشون حمله کرد از آدمای لئون وگا (لنت) بود. اینو توی مکالمه‌های میگل با مارتین اسمیت گفته بودم.

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️