پارت چهل و سوم :

| شیطانی که می‌شناسی / The Devil You Know |

***
هنوز صبح بود؛ اما صبح‌های مسکو، برای کسی که در ستاد کار می‌کند، فرقی با شب ندارد. نور از پشت ابرهای سربی، مانند یک خاطره‌ی محو، به سختی خودش را به شیشه‌های بلند راهرو می‌رسانْد و روی کفپوش سنگی، لکه‌هایی بیمارگونه از روشنایی می‌انداخت.
دومینیکا از کنار پنجره‌های تمام قد راهرو گذشت و انعکاس محوی از خودش را روی شیشه دید؛ یونیفرم مرت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    آقا نیکا اولاش اینجوری نبود،حالا به خاطر میگل نقاب محکمش داره شل میشه یعنی چی😭

    ۲ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    دخترمون عاشق شده رف 😭🥹

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    تهمت ناروا 😐🔪

    ۷ دقیقه پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    اوه اصلا... دومینیکا فعلا فقط از این می‌ترسه که موقعیتش خراب بشه و سرشو بکنن زیر آب 😂

    ۱۱ ثانیه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    تو بالای قله های موفقیت ببینیمت دختر خوشگله سایا ❤️🦋

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    عزیزی ❤️

    ۴۸ ثانیه پیش
  • ترنم

    0

    باورم نمیشه میگل فهمید اون پرونده مال خودشه و هرچند با شیطنت ی چیزی گفت اما خطرناک بود بنظرم

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    همون‌طور که توی متن اشاره کردم، اون فقط یه بلوف بود واسه سربه‌سر گذاشتن نیکا اما در اصل، چرت و پرت گفتنش جدی جدی درست بود 😂

    ۵۶ ثانیه پیش
  • ترنم

    0

    همه چی دست به دست هم داده که اینا از هم دور نشن،با تقدیر نمیشه جنگید و این تقدیر میگه بهتره شما نزدیک هم بمونین

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    نزدیک هم بمونید و بیشتر زجر بکشید :)

    ۲ دقیقه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    (( منم عادت دارم به عادتای آدمای دیگه توجه کنم )) دلبری نکن مرردد😭😂

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    ناز داره چه وای 👀

    ۲ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    زید و شوهرم اگه عین میگل نشه کنسله 😭😂

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    😂😂😂 میگل یکی بود تموم شد رفت

    ۲ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    خوشبحال زنش 😂😭

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    🤣🤣 فعلا که سینگله

    ۲ دقیقه پیش
  • ترنم

    0

    نیکا ماموریت سختی پیش رو داره و من می تونم بفهمم دلش نمیاد این کارو با میگل کنه،چند روزی پیش هم بودن هم میگل اونو نجات داده و هم برعکس

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    فعلا مجبوره که بین خودش و میگل یکی رو انتخاب کنه و خب... انتخابش مشخصه.

    ۲ دقیقه پیش
  • ترنم

    0

    ولی میگل اگه پای دومینیکا وسط باشه قطعا حواسش پرت میشه🙃

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    میگل خودش عامل حواس‌پرتی نیکاست 😅

    ۳ دقیقه پیش
  • ترنم

    0

    خسته نباشی سایا،مثل همیشه طولانی و باجزییات و عالی✨

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم ❤️

    ۴ دقیقه پیش
  • ترنم

    0

    ولی زیاد اون مَرده که میگل باهاش حرف زد درباره دومینکا و اون مرد گفت ماموریت بزرگی تو راه داری(اسمش یادم نمیاد)بهش گیر نداد که چرا این مدت با اون بودی ولی مدودف داره تهدید میکنه

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    به خاطر این که میگل یه افسر ارشده و رده بالاتری نسبت به دومینیکا داره. از همه مهم‌تر، این سازمان نیکاست که میگل رو دشمن خودش می‌دونه اما سازمان میگل، دنبال استفاده از تمام منابعه، یعنی اگه میگل نیکا رو به عنوان یه مهره جدید نفوذی معرفی کنه، GRU خوشحالم میشه!

    ۴ دقیقه پیش
  • ترنم

    0

    افراد این سازمان کلا غیرقابل پیش بینی هستن نمیشه خوند تو ذهنشون چی میگذره و این مدودف از اول بهش حس بدی داش لعنت بهش!

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    حتی درمورد میگل و دومینیکا هم نمیشه نظر قطعی داد چون ممکنه توی یه تصمیم ناگهانی همدیگه رو بکشن :/

    ۶ دقیقه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    ((اگه اون پرونده درباره منه قبل اعدام ترجیح میدم شام باهات بخورم )) من شغل 😭🥹

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    😂😂 رفیق فرصت‌طلب من وقتی گشنشه:

    ۲ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    از بدی های شکمو بودن 😭😂

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    شکمو بودن که بدی نداره، همه‌چیش نایسه‌ 👀

    ۲ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    زود گولت میزنن من خودم با خوراکی زود گول میخورم 😂😂

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    بستگی داره دوست داشته باشم گول کیو بخورم 🤣

    ۱ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    *** بده یه عالمه خوراکی بفرستم برات 😂😌❤️

    ۱ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    جایزه‌‌ی کدوم کار خوبمه؟ 🤣

    ۱ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    نمی دونم ببین کجا آب دادی به یکی 😂

    ۱ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    😂😂😂 من فقط ودکا تعارف می‌کنم

    ۱ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    بهبه هرجا پارتی گرفتی بگو بیایم 😂😌❤️

    ۴۵ دقیقه پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    انشالله گودبای پارتی کاراکال

    ۲۸ دقیقه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    با لباسای خوجل 😂🥹

    ۱۹ دقیقه پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    تم موردنظر: لباس سربازی 🤣

    ۷ دقیقه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    یعنی الان میگل به این جوونی ک سرهنگه درجش با بابای من یکیه 😂🤧

    ۱۶ دقیقه پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    سیستم نظامی کشورها فرق داره؛ میگل ۳۶ سالشه اما جزو رده نخبه‌های سازمانی قرار گرفته چون توی چندتا عملیات حساس نقش کلیدی داشته و از همه مهم‌تر، اسم و رسم خانوادگی بزرگی داره.

    ۸ دقیقه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    حدیث یسواالل حالت کلاس آموزش نویسندگان نمیذاری ؟🫠

    ۱ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    وای نه من همین‌جوریشم وقت نمی‌کنم رمان بنویسم 😅

    ۱ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    دلوم شیکس🫠

    ۱ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    آهنگ غمگین رو پلی کنید 🤧 به این پارتمون هم خیلی میاد اتفاقا

    ۱ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    آهنگ فقط محسن لرستانی 😂

    ۴۵ دقیقه پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    😐💔

    ۴۵ دقیقه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    نکن میترسم ازت 😂😭

    ۴۴ دقیقه پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    I'm monster 😈🤣

    ۲۸ دقیقه پیش
  • ثمین

    0

    چقدر مینیکا بدبخته زن چقدر تو خدازده ای

    ۴۲ دقیقه پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    وقتی جن و پری تقدیرتو نوشتن:

    ۲۸ دقیقه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    یعنی ممکنه بخاطر این ماموریت دوباره نزدیک هم شن 🥹؟

    ۳ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    همیشه به هم نزدیکن 🤧

    ۲ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    عقد این دوتارو ببینیم با هم 😂🥹

    ۲ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم... 👩🏻‍🦯

    ۲ ساعت پیش
  • لیا

    1

    میگل آه میکشد به ولا میگلم راضیه😄

    ۱ ساعت پیش
  • حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان

    مگه این که خوابشو ببینه 🤣

    ۱ ساعت پیش
کپی شد!