پارت نود و دوم :

قبل از اینکه دیوونگی بهم غلبه کنه و نتونم رهاش کنم، بلند شدم و از بین امواج بیرون اومدم.
توی ساحل ایستادم و انقدر بهش نگاه کردم که بین هجوم بی رحمانهٔ موج ها گم شد و بعد از چند دقیقه هم دیگه اونجا نبود...
باهاشون به دوردست ها رفته، انگار که هیچوقت نیومده بود.
به راستی این زندگی کوتاه، جز درد و رنج و حسرت آرزوهای از دست رفته، چه سودی داشت؟!
نیازی نبود بهش نگاه کنم یا چیزی بگه که ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    1

    اون قسمتی که درباره به دنیا اومدن رابین تعریف میکرد واقعا قشنگ بود کلا رمان یجوریه که احساس میکنم از نزدیک دارم میبینم

    ۲۱ ساعت پیش
  • جانا

    1

    مردا همینن هرچی بهشون توجه کنی نمیبینن همین که دیگه نبینیمشون و کم توجهی کنیم میترسن🙃

    ۲۱ ساعت پیش
  • فاطمه

    2

    وای این پارت رو خیلی دوست داشتم رفتار اریک خیلی خوب بود😅

    ۲۲ ساعت پیش
  • Yas

    2

    نمیشه حتی از یه پارتش گذشت، همش هیجان انگیزه و حتی بخش های عاشقانش هم قوی و پختست👏👏

    ۲۳ ساعت پیش
  • Yas

    2

    خیلی برام جالبه، جداً خیلی زیباست.. اینکه توی هر پارت توی هر مونولوگ و هر دیالوگ و هر اتفاق دنیایی از کلمات زیبا هست. همین وداعش با رابین یه صحنه به یاد موندنی و فوق العاده قوی و پختست!

    ۲۳ ساعت پیش
  • Avin

    2

    «- قلبم با تموم وجود می خواستش..اما ذهنم نمی تونست دیوار غربت بینمون رو بشکنه!» این رمان فراتر از هر رمان یا کتاب دیگه ایه برام، تموم دیالوگ ها و مونولوگ هاش رو باید قاب گرفت. واقعاا قوی و تاثیرگذاره خوشحالم که می خوندمش،هر پارت پر از زیبایی های عمیق و خاصه🫂❤️❤️👏👏

    ۲۳ ساعت پیش
  • Hhhh

    2

    « به راستی این زندگی کوتاه جز درد و رنج و حسرت ارزوهای از دست رفته چه سودی داشت؟» این دیالوگ از دل عمیق ترین مفاهیم این رمان میاد، به یاد تمام سربازها و کشته شده های جنگ.. به یاد تموم قربانی های ناکام تاریخ❤️ 🩹🖤🥀

    ۲۳ ساعت پیش
  • مینو

    3

    این قد هر جمله ی این پارت قشنگ و تاثیر گذار بود دوست داشتم جملاتش رو قاب بگیرم بزنم به دیوار،ممنونم فاطمه ی قشنگم ،هنرمند پنجه طلا،لحظات مون رو با رمان ات، صد درصد قشنگ تر کردی ،ممنونم مهربونم

    ۲۳ ساعت پیش
  • مینو

    3

    گاهی چقد زود دیر میشود😔دکتر قیصر امین پور کاش قبل دیر شدن قدر بدونیم لحظه ها رو ،و بودن ها رو

    ۲۳ ساعت پیش
  • اکرم بانو

    3

    واقعا ادما موجودات عجیبی هستن،تاوقتی که میخوایی، پست میزنن،وقتی میخوای بری, به زور نگهت میدارن😔😔

    ۲۳ ساعت پیش
  • مینو

    3

    ما آدما اکثر ناشکریم😔تا وقتی نعمتی در کنارمون هست انگار نمیبینیمش یا برامون عادی و تکراریه ولی امان از روزی که نباشه یا نخواد باشه تازه چشامون میبیندش😔نعمت عشق یا کسی که برامون احترام قائله یا بهمون توجه میکنهدیکی از بزرگ ترین نعمت هاست چه بخواد اون نعمت پدرمادر باشن یا همسر عشق یا خواهر برادر

    ۲۳ ساعت پیش
  • مینو

    3

    تو هنوز هم من و دوست داری و میدونی چققدر دوست دارم😔😔واای دلم هزار تیکه شد از این جمله،چقد قشنگه که یه عاشق در اوج مصیبت و غم و غصه بدونه معشوقش هنوز دوستش داره و اون هم هنوز عاشق ترینه😔

    ۲۳ ساعت پیش
  • مینو

    3

    اراده و توان مقاومت کردن در برابر خواستنت رو از دست دادم 😔این جمله قشنگ ترین جمله ی عاشقانه است،واای آیرین رحمی به دل اریک کن 😔

    ۲۳ ساعت پیش
  • مینو

    3

    یه بار پرسیدی از چی میترسم ؟؟از همین میترسیدم،از اینکه دلم بلرزه و نتونم جلوش رو بگیرم😭😭واای از دل اریک 😭اون هم با رفتن آیرین میمیره شک ندارم😔

    ۲۳ ساعت پیش
  • مینو

    3

    حالا اگه جنگ هم تموم بشه نمیذارم از پیشم بری😔این جمله سراسر عشقه😔❤️یعنی آیرین دلم بدجور پیشت گیره تو بری من میمیرم😔

    ۲۴ ساعت پیش
  • زهرا

    2

    دوستت داره و دوستش داری؟ بابا شما عاشق همید از عشق هم فراتر تر هست علاقه تون ولی خب الان تو موقعیت و زمان مناسبی نیستید🥲

    ۲۴ ساعت پیش
کپی شد!