پارت شصت و هشتم :

با حرص و استرس برای جلوگیری از حمله و یورش یهوییش، کوله رو محکم‌تر چسبیدم و غریدم:
- گفتم شخصیه!
سایفر گوشه لبش رو بانیشخند بالا برد:
- شخصی؟ چه جالب! منم خیلی به چیزای شخصی علاقه دارم.
هنوز جمله‌ش تموم نشده بود که یهو وسط جاده روی ترمز کوبید و بدنم با شدت به جلو پرت شد و دستم ناخودآگاه دور کوله سفت‌تر حلقه شد، اما سایفر از فرصت استفاده کرد و تو یه حرکت سریع، کوله رو با چنان قد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • §ºƙª

    2

    بی صبرانه منتظر پارت بعدمم

    ۵۵ دقیقه پیش
  • سمن

    1

    البته آیناز رو دوست داره ولی فقط میخواد ازش محافظت کنه

    ۴ ساعت پیش
  • سمن

    1

    گناه داره اینطور میگید میکاییل فازی روی آیناز نداره فقط میخواد راه پدر آیناز رو ادامه بده پدر آیناز اونو نجات داد از تیمارستان البته حدس میزنم پدر واقعیش نیست. تا از سیاهی دورش نگه دارتش میکاییل هم خیلی به پدر آیناز مدیون برای همین اینکارها و می کنه

    ۴ ساعت پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    بیچاره میکائیل وای سایفر واقعا عالیه خسته نباشید ممنون

    ۷ ساعت پیش
  • Setayesh

    7

    پارت بعدیی کی میزاری

    ۱۹ ساعت پیش
  • Mohana

    7

    وای میکائیل نباید بمیره

    ۲۱ ساعت پیش
  • Saya

    6

    اجازه بده لبخند شیطانیمو بزنم چون وقتشه 😈😂

    ۲ روز پیش
  • نیکا

    4

    دقیقا..بزار با هم بزنیم😈😈 سایفر نگران نباش..در سراسر ایران و به لطف مگان..هزاران هزار دختر پشتتن..میکائیل بره گوه بخوره.😏😏

    ۲۲ ساعت پیش
  • نیکا

    5

    خیلی پارت خوشگلی بود🥲 سایفر واقعا یه حامی عالیه. واقعا حرف هاش به من آرامش داد چه برسه به آیناز. و اما میکائیل،ببین داداش خوشبختانه من به مرگت راضی هستم و دیگه خودتی و مرامت که سایفر رو از این بدبختی در بیاری یا نه. اگر نه که توف تو مرامت.من دارم به خاطر خودت میگم از این درد و زجر نجات پیدا کنی

    دیروز
  • زن سایفر

    3

    🤣🤣خیلی خوب بود. واقعا عالی بود🤣🤣😂

    ۲۲ ساعت پیش
  • Setayesh

    3

    مگان جونم لطفا زودتر پارت بزار از کنجکاوی می میریم

    دیروز
  • النا

    8

    حس میکنم اینجاست که همه متوجه میشن میکائیل برادر اینازه از اونجاییم که تصادف کرده به خون نیاز داره ایناز بهش خون میده

    ۲ روز پیش
  • پرنیا

    3

    میکائیل وآیناز باهم خواهر برادر واقعی نیستن که فقط یه مدت شایعه شده بود که میکائیل پسر پدر آیناز 🥴

    دیروز
  • ماهونیا

    1

    تروخدا زود در پارت بزارر

    دیروز
  • Aylar

    3

    مکان تورو خدا یا روزانه پارت بزار یا حداقل هر دو روز یه بار که پارت میزاری دوتا بزار🙂🥺

    دیروز
  • mahya

    2

    وایی میکائیل وایی بچمم 😢😢

    دیروز
  • یارا

    12

    نمی دونم از اون حرف های سایفر ذوق مرگ شم یا از تصادف میکائیل ناراحت🥲❤️ 🩹 من تا پارت بعدی فسیل نشم خیلیه 🤏🏻🤓

    دیروز
  • آیماه

    11

    حالا درسته از میکائیل بدم میاد ولی راضی به مردنش نیستم بخدا

    ۲ روز پیش
کپی شد!