این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت شانزده :
همان وقت در چوبی واحد یک با صدای قیژی باز شد و جهرمی باقیافه ای ژولیده و آشفته در آستانه ی در ایستاد. دستی به موهای سفیدش که از دوطرف بالا رفته بود و اول صبحی او را شبیه انیشتن کرده بود کشید و با صدایی بم و گرفته گفت:
- چه خبره صبح کله صبح؟... کی این وقت صبح اثاث میاره که شماها آوردین؟
رنگ از رخ دنیا پرید و دلش فرو ریخت. زبانش بند آمده بود اما اندک بزاق دهانش را قورت داد و گفت:
- بــ ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
براتون عکس و استوری میذارم تا شنبه حواستون به استوریها باشه🥰
۵ روز پیششادان
0واای دیدم استوری ها رو .. اون صحنه توی پله ها خیلی خوب بود ..دقیقا میخوندم همینجوری تصورشون کرده بودم
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
فقط موهای جهرمی 🤣🤣🤣
۴ روز پیششادان
0واای اره خیلی باحاله .. نمیدونم اون اهنگه عزیزم جهرمی ام جهرمی ..ستم برما مکن که رفتنیم رو شنیدیدین یا نه ؟ خدایی من هربار اسم این اثا میاد اون اهنگ تو ذهنم پلی میشه ..🤣🤣
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😂من نشنیدم متاسفانه 😂 اگر تونستید برام تلگرام بفرستید گوش کنم
۴ روز پیششادان
0من همون نسخه ای خودم دوست داشتم رو براتون *** فرستادم 💕
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
مرسی عزیزم لطف کردی😘
۳ روز پیششادان
0البته این اهنگش رو خیلی ها خوندم من اون که محمد روهنده خونده رو شنیدم. چون نگهبان هتلمون مال جهرمه اینو زیاد میذاره.. یه استوری براش بذاربن با این اهنگه واسه پارتهای عروسی این دوتا 🤣🤣
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
👍🏼😂
۴ روز پیششادان
0خدایی این آهنگه رو به آرین بدین گوش کنه کلی باهاش پارت فان میسازه .. مطمئنم هربار این آدم رو ببینه خدایی اینو میخونه🤣🤣
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
🤣🤣🤣 کاش شنیده بودم
۴ روز پیششادان
0من خیلی دلم میخواد این دوتا رو تو دانشگاه هم ببینیم .. من خودم بهترین دوران زندگیم دانشجوییم بود .. چقد که خوش میگذروندیم..
۵ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
دانشگاه هم میریم با هم صبر داشته باش🥰❤️
۵ روز پیششادان
0با ذوق و شوق فراوان منتظر اون پارت هام
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
❤️😍
۴ روز پیششادان
0بازم خوبه جهرمی صبح زود بود هنوز بیدار نشده بود بخواد گیر دادنش ها شروع بشه..
۵ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
هنوز سیستمش لود نشده بود😄
۵ روز پیششادان
0آره ..من گفتم الان یه شری میشه خوبه زیاد گیری نداد واقعا
۴ روز پیششادان
0این دنیا آرین رو نداشت میخواست چیکار کنه واقعا ..شوهر نمونه اس بچه مون 🥰🥰
۵ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
والا بخدا پسرم نمونه ست🥰
۵ روز پیششادان
0قشنگ معلوم بود اون وانتیه تا کل محل رو خبر نکنه بیخیال نمیشه ..
۵ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
بعضیاشون واقعا بی مبتلایان 😂
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0عه .. چه زود تموم شد.. حالا چجوری تا شنبه صبر کنیم 🤔🤔