پارت بیست و ششم :

دیلا که نگاه کنجکاو دخترها را به روی خود حس کرده بود لحظه ی آخر قبل از آنکه در را پشت سرش ببندد به طرفشان بازگشته و راضی از نگاه خیره شان با خون گرمی دستی برایشان به نشانه ی خداحافظی تکان داده و با خجستگی تمام چشمکی زد:

-وقتی برگشتیم با هم آشنا میشیم ...!

صمیمت و راحتی اش در برخورد اول باعث شد تا تصویر خوبی از خود برای لیلا و صنوبر ساخته و لبخند متعجبی روی صورتشان بکارد.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیلا بیگی در رمان منکوب دیلا بیگی
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️