این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت هفتم :
همان وقت صدای باز و بسته شدن در شرکت نگاه هر سه را سوی در کشید. پرهام با دیدن آرین که با یک چمدان سیاه وارد شده بود نگاهش را روی چمدان قهوه ای گوشه ی اتاق چرخی داد و با لحنی خنده دار گفت:
- چه خبره؟... خب میگفتین منم با چمدون بیام!...
آر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
