پارت بیست و ششم :
کاور صورتی را چنگ زد و از بین خروار برگهها بلند شد. دوباره صدای خشخش برگهها پیچید. انگار میخواستند با آن صدای خشخش دعوایش کنند. نگاهی به وضعیت اسفبار اتاق انداخت و زیر لب گفت:
- بعدا تمیزش میکنم.
دو کمد قهوهای گوشهی اتاق با درهای باز دیده میشد و سمت دیگر اتاق میز کامپیوتر و صندلی قرار داشت. کاغذ دیواری طوسی با خطهای نامرتب مشکی که در یک ردیف تکرار شده بودن
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
