پارت بیست و یک :

-مشکلی هست؟
-نوکرتم، داری از سوءقصد حرف می‌زنیا. آتاری که نیست. خب چرا به پلیس اطلاع نمی‌دین؟
شیرازی دست‌هایش را به هم مالید و سَرِ‌ بینی‌اش را کشید. مردمک چشم‌هایش بی‌هدف می‌چرخید و همۀ این‌ها علامت این بود که چیزی را پنهان می‌کند و قرار نیست تمام قضیه را توضیح بدهد. او بعد از مکثی در جواب آرمین گفت:

-ببین! تا وقتی از کسی مدرکی نداشته باشی، پلیس نمی‌تونه کمکت کنه. اگه خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • macani

    0

    یوهاهاهاهاهاها😎

    ۶ روز پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    1

    رو در رویی دوباره ننه بروسلی و هرکول 😂🤌

    ۳ هفته پیش
  • Biti

    3

    حس میکنم شادی دختر ناتاشا هست نه خواهرشش

    ۴ هفته پیش
  • دلارام

    3

    چرا من حس میکنم اینا برادر ناتنی هم هستن

    ۱ ماه پیش
  • سهیل۳۰

    1

    یه چیزی تو ذهنم هست که اسپویل نمیکنم اکه بعدا معلوم شد درسته، نظرمو میگم 😍😍

    ۱ ماه پیش
  • سهیل۳۰

    1

    از شیرازی خوردی آرمین خان..حالا هستشو تف کن🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • سحربانو

    1

    اخی رامین بینوا😆😵 💫😭 من فکر میکنم با شیرازی برادرن😍

    ۱ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اقا اسمش آرمینه. رامین چیه؟

    ۱ ماه پیش
  • سحربانو

    0

    اشتباه تایپیه😆

    ۱ ماه پیش
  • ماهونیا

    1

    ناتاشا مگه حدودا ۲۰ ساله این نبود چطوری ازدواج کرده بود قبلا شوهرش هم مرده

    ۱ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ۲۲ ساله هست ناتاشا. و خب خیلی ها در سن کم ازدواج میکنن و فرزند دار میشن

    ۱ ماه پیش
  • مارال

    1

    آاا دیدین گفتم😁😁 الهی آخه آدمم اینقده بد شانس آرمین جان پسرم هر جا بری زاررت اینجایی😂😂

    ۱ ماه پیش
  • طوفان

    1

    پسرم نترسیا چون با گشت همه به سوی ناتاشای مرد کشه عجیجم « در رو که خودمم بهت رحم نمیکنم در رو » 🏃😬😬🏃😬🏃😬🏃😬🏃😬🏃😬🏃😬

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    2

    احساس میکنم این دوتا ازمادربرادرند😁🤔باسپاس

    ۱ ماه پیش
  • Zeynab

    1

    آرمین پیاده شو جیغ زنان فرار کن که ناتاشا گیرت بیاره جرت میده 😂😂

    ۱ ماه پیش
  • خرمی زهرا

    1

    کاش زودتر پارت بعدی بیاد

    ۱ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    بیچاره آرمین ای لعنت به این شانس دوباره برگشت پیش مادر فولاد زره که دوتا پا داری دوتا قرض کن القرای ممنون عالی بود خسته نباشید

    ۱ ماه پیش
  • شادی

    0

    چرا من حس میکنم آرمین داداش فرزین هستش ( شیرازی).همونجا که گفت من مامانم از شوهر دومش یه پسر داشت و اون مُرد حس میکنم نمرده مامانش ( آرمین) رو گذاشت اونجا شاید بخاطر اینکه شوهرش آدم بدجنسی بود و.. چون خود فرزین هم گفت مامانم رفت با یه کثافت دیگه ازدواج کرد.( هردو هم گرگان به دنیا اومدن و شبیه هستن)

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️