پارت شصت و چهارم :

خانم درخشان که زنی حدوداً 50 ساله، زیبا و با نگاهی نافذ بود و ظاهری جدی داشت، از پشت عینک ظریفش نگاهی دقیق به من انداخت و بعد برگه معرفی را با دقت بررسی کرد و گفت:
-مشفق؟ درسته؟ دخترم کاری که بهت سپرده شده اونم تو این واحد کار سختیه. نمی خوام نگرانت کنم. دوست دارم که موفق بشی و همکاریمون ادامه پیدا کنه. در ضمن من این چیزی که تو برگه نوشته شده رو اصلاً قبول ندارم. غیر از کاری که اینجا انجام

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!