پارت صد و هفتاد و چهارم :



شاهین سرش رو کج کرد و ابرویی بالا انداخت.
- بزرگ شدی.
آخه هی من میگم هیچی به کسی نگم، مگه بی خیال من می شن؟ انتظار داشت خودش شاخه به شاخه بیاد روش، درخت چنار بشه، اون وقت من، همین جوری بمونم؟
ناچار برای حفظ ادب اهومی گفتم. واران دستش رو به سمتش دراز کرد و گفت: مارو تحویل نمی گیری شاهین خان!
شاهین لبخند محوی زد و محکم دست واران رو گرفت.
- شما خیلی تحویل گرفتی، من کم آوردÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • رضوان

    5

    نمی دونم چرا حسم بهم میگه مهیار با پریسا ازدواج میکنه واران با میترا ولی هنوز رو ازدواج اویز صورت بگیره شک دارم و اینکه ویانا عاشق مهیار نیس

    ۵ سال پیش
  • mahla

    1

    😐💔

    ۵ سال پیش
  • آرام

    1

    نه بابا نفیسه روشن کجا بود ویدا جوانه سارا

    ۵ سال پیش
  • n . s

    5

    پس چرا میگن عاشق عاشق رو میشناسه؟؟؟!!!! 😂😂😂😂عالیییی👍🏻😁

    ۵ سال پیش
  • یاشیل

    3

    ویانا عاشق مهیار نشد اه زد حالا تازه داشت هیجانی میشد

    ۵ سال پیش
  • بهار

    2

    بچه ها . احتمالا یه زن جدی قراره بیاد تو داستان که ویانا رو اذیت کنه همچنین شاهین هم قراره برای مهیار دردسر درست کنه به نظرم رابطه ی ویانا و مهیار بهم بخوره در ایننده نزدیک

    ۵ سال پیش
  • بهار

    5

    یه احسی بهم میگه ویانو و مهیار به هم نمی رسن

    ۵ سال پیش
  • مهلا

    4

    احساسی بهم میگه ویانا عاشق مهیار نیس و داستان طولانی در پی دارن فک کنم اویز عروسیش بهم میخوره و میاد این ویانارو میگیره یا اینکه ی شخصیت دیه میاد😐😂

    ۵ سال پیش
  • حنانه

    2

    و مهیار غیرتی میشود . واران نمیدونم عاشق شده ایا ؟؟؟ یا نشده ایا ؟ امیدوارم به سر شاهین و مادرش نزنه و از ویانا خوششون نیاد که پاشن بیان خاستگاری

    ۵ سال پیش
  • Candy

    3

    خیلی عالی بود مخصوصا اگه شاهین و مهیار دو تا رقیب بشن برای ویانا.

    ۵ سال پیش
  • نازی

    3

    فقط جمله آخر😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    7

    نمی دونم چرا اما یه حسی بهم میگه که ویانا عاشق مهیار نشده و فقط تحت تاثیر حرفهای مهیار قرار گرفته و قراره ماجراهای زیادی داشته باشه تا عاشق بشه آخه اون فالگیره هم گفت که راه سختی رو در پیش داره🙃🙃

    ۵ سال پیش
  • سایان

    1

    تیکه یع اخرش عالی بود مرسی😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • yas

    1

    دررابطه با سارا ک میگفتین کیه بالاخره اسمش یادم اومد! خانم نفیسه روشنو گذاشتن جای سارا 🙂

    ۵ سال پیش
  • مری

    2

    نویسنده جون لطفاااا ویانا و مهیار رو بهم برسون ما دیگ طاقت نداریممم😧

    ۵ سال پیش
  • سایه

    8

    راستی عروس دوماد هنوزم نیومدنه😐😂🤏🏻

    ۵ سال پیش
  • شروین

    6

    سرشون شلوغه😐😂

    ۵ سال پیش
  • یه بنده خدا

    5

    رفتن گل بچینن😐😂

    ۵ سال پیش
  • ثنا

    3

    رفتن گلاب بیارن😐😂

    ۵ سال پیش
  • خیخی

    4

    همون بهتر نیان کلا😐😂

    ۵ سال پیش
  • بهار پرتقال

    1

    عالی ♡

    ۵ سال پیش
  • :)

    2

    میگماااا اگه من الان جای مهیار بودم یکی میخوابوندم تو گوش این شاهینه😅حرس خوردن خالی خالی به چه درد میخوره آخه😂والا

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️