پارت صد و چهل و دوم :

با کنجکاوی پرسیدم:
_ میشه بگید اول کجا قراره بریم؟
رادان دستش رو آروم روی فرمان گذاشت و با همون آرامش و غرور همیشگی جواب داد:
رادان_ کم کم همه چیز رو به چشم میبینی فقط کافیه نگاه کنی و گوش بدی.
رادان پس از چند دقیقه رانندگی آرام و خونسرد و بعد پیچیدن توی چند خیابون خلوت، بالاخره به یه ساختمون نوساز رسید که ورودی ساختمون توی نگاه اول فقط یک در شیشه ‌ای ساده به نظر می رسید.
کن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهبد
شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) رادان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز داروین
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز نوید
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز نیواد
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) البرز
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) پونه
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) دلوین
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) هومان
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نفس

    0

    مطمعنن یه نشونه از حقیقت ،به نظر من اردوان من باشم اردوانو انتخاب میکنم

    ۳ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۱۶ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    این پارت رادان وایب مرد مخفی و داد. جدیدا با اردوان حال نمیکنم، مرتیکه فسیل مغز

    ۳ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱۶ ساعت پیش
  • آرزو

    0

    وایب مرد مخفی داد رادان

    ۳ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱۶ ساعت پیش
  • Sanaz

    0

    عه پارت بعدی هم هست خبر نداشتم😍اخجون😍

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اها اخه نگران شدم چه طور دسترسی به پارت های بعد نداری خوبه پس بشین بخون قشنگم

    ۴ روز پیش
  • Sanaz

    0

    خواهشاً زودتر پارت بعدی رو بذار. این مدل پایان دادن انصاف نیست، آدم تا پارت بعدی هزار تا سناریو توی ذهنش می سازه😩

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم شما دو سه پارت دیگه هم داریا... باز نیست؟

    ۴ روز پیش
  • Sanaz

    0

    آخر پارت رسماً آدمو تشنه ادامه کرد. الان اردوان کی می رسه؟ وقتی برسه چه واکنشی نشون میده؟ اصلاً دلوین لو میره یا نه؟🥺

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ روز پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    کیانا جونم مثل همیشه بارها گفتم خیلی خوب بلدی بین طنز و فضای سنگین تعادل ایجاد کنی. یه لحظه می خندی، دو دقیقه بعد استرس می گیری😂♥️عالی هستی عزیز دلم

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۴ روز پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    من از الان منتظرم اردوان بفهمه دلوین با رادان رفته بیرون. اون روز یا یه نفر کشته میشه یا کل ویلا روی سر همه خراب میشه😂👌

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ روز پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    این دو تا مرد رسماً مسابقه گذاشتن ببینن کدومشون بیشتر اعصاب دلوین رو خرد می کنه😂😢

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خدا بهش صبر بده 🤭🤭

    ۴ روز پیش
  • Maleki

    0

    الان اردوان گوشی رو می شکنه به نعره میزنه و بعد دلوین به حق تعالی میپیونده😂 متاسفانه اون اتفاقی افتاد که انتظار نداشتم😂خشمش رو یه جور دیگه مخصوص به شخصیت خودش جواب داد😍😁

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂عجب تخیلاتی دارین

    ۴ روز پیش
  • Maleki

    0

    دلوین تا گفت میرم خونه بهراد من گفتم کار دلوین دیگه تمومه..🤣

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ روز پیش
  • دریا

    0

    ولی این دختر هنوز داشت با در دعوا می کرد خیلی اون کش مکش رو خفن نوشته بودی😍

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍خوشحالم به دلت نشسته

    ۴ روز پیش
  • دریا

    0

    خدایی اگر جای دلوین بودم همون پشت در از سرما گریه ام می گرفت😂😞

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۴ روز پیش
  • دریا

    0

    من عاشق این شدم که رمان فقط عاشقانه نیست. معما، روانشناسی، طنز، استرس، همه چی با هم قاطی شده😍😁

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۴ روز پیش
  • ماهی

    0

    اردوان حتی از پشت تلفن هم ابهت داشت😍 این مرد اصلا یه چیز دیگه است😁❤️

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۴ روز پیش
کپی شد!