پارت چهل :

_ نگفتم پلیسم… گفتم از طرف پلیس اومدم.
مرد قدمی نزدیک‌تر شد و صدای ملتمسش در گوشمان نشست:
_ خب اینم که همون شد… آقا تو رو خدا منو تحویل پلیس نده… من دیگه تو کار پخش هم نیستم… فقط یه چی پیدا میکنم واسه مصرف خودم که از سگ لرزی نمیرم… جون جدت بیخیال من شو!
اهورا چند ثانیه خیره به نگاه ترسانش ماند و جدی گفت:
_ اگه جواب سوالام رو درست بدی، تحویلت نمی‌دم.
مرد تکانی خورد. خواست به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!