پارت بیست و هفتم :
سپس جعبهای شیک را به سمت سلیم گرفته و گفت :
-بابا، این شخصی سازی شده برای خودته،یه فندک نقرهکوب دستساز با سیگارهای مخصوص از باکو....
سلیم با چشمهایی براق بسته را از دست پسرش گرفته و بی تعارف گفت:
-دستت درد نکنه پسر...زحمت کشیدی به خوبی ازشون استفاده میکنم...
خوش حال از آنکه پدرش سوغاتی اش را دوست داشته،رو به مادرش کرده و چند جعبه دیگر بیرون آورد؛
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
