اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت شصت و هفتم :
و من دیگر حالا مطمئن میشوم که عطا هم به من حسی دارد، او فقط و فقط به خاطر آسایش خیال من به قهوه خانه رفت و به گناه نکرده اعتراف کرد.
لحظات فیلم که دوباره به یادم میآید، اشک هایم راه خودشان را به پهنای صورتم پیدا میکند که شکوفه سر میرسد و با دیدن حال و روز من میترسد.
-وای چی شده زن...
فوری جمله اش را اصلاح میکند.
-چی شده صنم؟
طفلی شکوفه هم گیری کرده است تا کلمه ی زن د
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

ریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️