پارت صد و چهل :
✨️احتشام✨
درِ چوبیِ سنگینِ ورودی؛ با صدای خفه ای پشت سرم بسته شد.
چند ثانیه همون جا ایستادم.
خونه زیادی ساکت بود و این سکوت اذیتم می کرد طوری که باعث شد حس بدی داشته باشم و هم یه سرمای ناخوشایندی به جون تنم بیفته.
سال هاست به فضا های سرد عادت داشتم، اما این یکی فرق می کرد.
راهرو زیر نور زرد چراغ ها و لوستر های کریستالی غرق شده بود؛ نوری کدر و پیر، که روی کف سنگیِ
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ماهی
0حس خوبی به پونه ندارم
۲ هفته پیشفاطمه
0هومان خیلی خفنه از خیلی قبل تر که عکس هومان رو دیده بودم گفتم که منتظرم با هومان آشنا بشم و احساس میکنم مرد مخفی هومانه🤤 حتی اگر مرد مخفی هم نباشه خیلی جذابه👌
۴ هفته پیشسارا(منشی کیانا)
0هومان به قول کیانا جزو کرکترهای اصلیه😁اره همه کراشیم روش شخصیت خیلی خفن و پر ابهتی هم داره
۴ هفته پیشتینا
0تا دیدم پارت از زبون احتشامه فهمیدم یه جنجال به راهه ولی نه تا این حد😱دختران ربوده شده عالیه عالی
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
حنانه
0انگار بالاخره رسیدی به پارتی که یکی دیگه از کراش های رمان وارد شده
۲ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0شوهرم اومده اصلا اووف 🤌🤤
۲ ماه پیشحنانه
0مگه اردوان نبود شوهرت؟😂جذابیت هومان گرفتت؟ فقط مونولوگ هاشو بخون مطهره یعنی من هربار این حرف میزنه ضربان قلبم بالاست خیلی جذبه داره کثافت اصلا با بقیه شخصیت های پر جذبه رمان خیلی متفاوته
۲ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0حرمسرا میزنم 😂😂منم تپش قلب گرفتم والا 🫠😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0غمت نباشه ما هم وقتی پارت های هومانو میخونیم همینطور میشیم😐😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خیلی هم عالی😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه تو چی کار داری حنانه میخواد دوتا شوهر داشته باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم کم بیناست
۲ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله😎میبینی احتشام چه پسرهای خفنی داره؟ تازه هنوز مونده😂
۲ ماه پیشسارینا
0من اول فکر می کردم احتشام فقط یه شخصیت سرد و بی احساسه، ولی این پارت نشون داد پشت اون ظاهر سنگی یه آدم پر از ترس و عذاب وجدان وجود داره🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره بالاخره یه پدره و احساس داره
۲ ماه پیشمائده
0وویی دختره دلوینه یچیزایی داره مشخص میشه
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیششینا
0وای هومان وارد شد وای قلبم😱😱
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشالمیرا
0احتشام داداش، بچه هات چرا اینجوری ان؟ رادان دوقطبی ، هومان کور ، یکی هم که مرده. شانس نداری داداش
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا فعلا کجاشو دیدین 🤭
۳ ماه پیشپروا
0امیدوارم هر چی زودتر بتونه دوباره ببینه چون واقعاً دلم برای این شخصیت گرفت😔🫀
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشپروا
0هومان رسماً قلب تپنده این پارت بود به نظرم🤩😍 عزیزمم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۳ ماه پیشپروا
0باید به پونه مشکوک باشیم؟ امیدوارم پونه دختر خوبی باشه چهره اش که بد و پلید نیست😂حالا ببینیم رفتارش چه طوره
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشSanaz
0و یه مورد دیگه این که چیزی که حس کردم اینه رادانو بیشتر شاید دوست داشتع باشه☹️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشSanaz
0البته این نظر منه هر چند فکر کنم کلا باباها اینطور رفتار میکنن با پسراشون😞😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افرا
0خب همه چی مشخص شد اردوان برادر یا میتونه فامیل دلوین باشه دلوین میتونه تو بچگی دزدیده شده باشه یا گم شده باشه نشونه هم همون بوس انگشتی مرد مخفی هم رادانه ک از احتشام دستور میگرفت احتشام میخواست دلوین و برا هامون ببره بنا ب دلایلی ک رادان عاشق دلوین میشه و فراریش میده و نمیزاره