طعم گس انتقام به قلم رویا یزدانپور
پارت بیست و پنجم :
اولین حسی که آن چشمها از خود ساطع کردند عصبانیت بود. عصبانیتی که ورای تصور بود و چرا مرا نشانه گرفته بود؟ پس درون این زن هنوز هم احساساتی بود؟ اما چه بود که شنیدن جمله ام باعث عصبانیت اش شده بود؟ چیزی ته ذهنم را قلقلک میداد اما برای نتیجه گیری زود بود.
جمله ی پر از تمسخر آفاق توجه ام را از نگاه پر از تنفر زن جدا کرد.
ـ هه، اینهمه دکتر حاذق نتونستن حالا تو میتونی؟
همچون خرس عمل کردم
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
